تمام اين منطقه زرتشتىنشين بوده است ، و من چندان از آتشكدهء معروف نزديك اصفهان ، پرستشگاهى كه مقصد من بود ، دور نيستم . فقط يك شب در كردبالا « 1 » و شب ديگر در حاجىآباد « 2 » توقف كرديم ، و روز ديگر ، پيش از ظهر ، به ديدرس معبد كهن آتشپرستان ، كه معمولا آن را آتشكده يا آتشگاه مىخوانند ، رسيديم .
آسمان با تمام صافى و درخشندگى خاص روز بهارى در ايران جلوهگرى مىكرد ، و روشنايى ملايمى بر روى دشت آن سوى نجفآباد مىلرزيد . چهارپايان كاروان ما به آهستگى در امتداد جادهء نسبتا هموارى قدم برمىداشتند و شهباز ، چاروادار ، بر روى زمين خوابش درربوده بود . اما چشمان مشتاق من انتظار مىكشيد تا چه وقت دورنماى آتشگاه يا كوه آتشكده نمايان مىشود . ناگهان از دور ، در سطح هموار افق ، درياچهاى در برابر ديدگانم نمايان شد كه در اطرافش درختان سرسبز سرو صف كشيده بودند ، و من در يك لحظه خيال كردم كه اين يكى از آن باغها يا « فردوس » هاى سحرآميز ايران باستان است . از روى غريزه ، گامهاى اسبم را تندتر ساختم ، اما ناگهان آن منظرهء بهشتى از جلو چشمانم زايل شد ، و من دريافتم كه گرفتار فريب سراب شدهام . اين نخستين بارى بود كه با اين پديدهء جادويى كه صخرهها را مبدل به قلعههاى ويران ، بوتههاى گياه را مبدل به خيل سواران ، گودالها و چالهها را مبدل به پهنههايى از آب صاف و درخشان ، و تپههاى كوچك را مبدل به كوههاى سر به فلك كشيده مىكرد ، مواجه مىگشتم . اين منظرهء خيالى نخستين چنان روشن و واقعى بود كه مدتى طول كشيد تا من توانستم از حال حيرت و شگفتى بيرون آيم ، و از اينرو چون منظرهء كوه آتشكده از دور هويدا شد در آنچه مىديدم ترديد داشتم .
پرستشگاه متروك آتشپرستان بر قلهء تپهاى ساخته شده بود كه دويست و سيزده متر از دشت پيرامونش ارتفاع داشت ، و در پنج يا شش كيلومترى اصفهان واقع بود . راه صعود آن ، كورهراه پيچانى بود كه از جانب دامنهء جنوب غربى آغاز مىگشت و به وسيلهء يك سلسله پلههاى طبيعى كه از لبهء تختهسنگهاى نتراشيده تشكيل مىشد ، به آتشكده مىرسيد . قطعات آجر و سفالهايى از گل زردرنگ راه را پوشانده بود ، و بعضى از اين سفالها با خطوط برجستهء تزيينى نقش و نگار يافته بود .
آتشكدهء ويران درست بر قلهء تپه قرار گرفته است ، و عمارتى است هشت ضلعى كه از خشتهاى بزرگ خام درست شده است و حدود چهار متر ارتفاع و چهار متر و نيم قطر دارد . سقف آن در اصل گنبدىشكل بوده است ، ولى قسمت اعظم قبهء
هامش
( 1 ) . دهى از دهستان كرون ، نجفآباد اصفهان ؛ 7 كيلومترى غرب نجفآباد . م
( 2 ) . دهى از دهستان كرون ، نجفآباد اصفهان ؛ 8 كيلومترى غرب نجفآباد . م