را اونيسچيون « 1 » ناميده است 18 . اين نقطهء باغمانند از پيش طعم زيباييهاى خوانسار را كه صبح روز ديگر بدانجا رسيديم به ما چشانيد . خوانسار در خاطرهء من به صورت پهنهاى از تپه ماهورها با نهرها و رودهاى فراوان ، سبزهزارها ، و درختان پرشكوفهء ميوه باقىمانده است . شهر موقعيتى تماشايى دارد ، و در تنگ باريكى ميان كوههاى مرتفع قرار گرفته است ، و قريب هشت يا نه كيلومتر ميان اين معبر پيچانگاه در پايين و گاه در سر كوهها ادامه مىيابد . نزديك به دوازده هزار نفر سكنه دارد ، و قدمت آن را تا به زمان اسكندر مىرسانند ، و معتقدند كه اسكندر هنگام رفتن به همدان از آنجا گذشته است 19 . ياقوت مىگويد خوانسار به علت آنكه زادگاه عدهاى از شعرا بوده است معروفيت دارد 20 . اين شهر علاوه بر موقعيت شاعرانه و وابستگيهاى تاريخى بازار پر رونقى براى خريدوفروش كالاى كتانى و پنبهاى محسوب مىشود ؛ و از اينرو ماليات آن به اضافهء ماليات گلپايگان ، كه بر روى هم از لحاظ تقسيمات ادارى ناحيهء واحدى را تشكيل مىدهند ، درآمد خوبى براى دولت بشمار مىرود 21 . اى كاش شهر داراى ، شهرداريى منظم بود تا از ذبح گوسفند در ملأ عام جلوگيرى به عمل مىآورد .
چون خوانسار را ترك گفتيم و وارد معابر كوهستانى اشنر « 2 » كوه شديم با يكى از آن تغييرات ناگهانى آب و هوا كه خاص ايران است روبرو گشتيم ، و قريب دو سه ساعت در ميان برف و تگرگ و سيلاب و برفاب و گل به زحمت راه سپرديم ؛ گفتى ناگهان از اوايل ارديبهشت به قلب زمستان بازگشتهايم . در حدود شش كيلومتر و نيمى دامنه « 3 » چشمم به سواد ساختمان مربعى افتاد كه بسيار شبيه يكى از دخمههاى چهارگوش زرتشتيان بود كه برج خاموشى ناميده مىشوند ، و توصيف و تصوير آنها در سه قرن پيش در سفرنامهء كهن اولئاريوس « 4 » آمده است 22 . من پياده شدم تا طرح كلى آن را مورد بررسى قرار دهم ، ولى شدت برف مرا از پژوهش دقيق بازداشت . قطعات خشت و آجر فراوان بود ، و در قسمت محصور وسط فرورفتگى به چشم مىخورد كه به گودال يا گورى كه معمولا در وسط دخمهها وجود دارد مىمانست ؛ ولى اين ويرانه از آباديهاى فعلى بسيار دور بود ، و بعيد به نظر مىرسيد كه دخمهء مردگان زرتشتى باشد . البته من بر اين حقيقت واقف بودم كه در روزگاران پيشتر
هامش
( 1 ) .Oniscion( 2 ) .Ashnar. ظاهرا همان كوههاى خوانسار است . م
( 3 ) . دامنه يا دمبنه ، دهى از دهستان ورزق ، شهرستان فريدن ، استان دهم ( اصفهان ) ؛ به فاصلهء 16 كيلومترى شرق داران ( مركز فريدن ) . م
( 4 ) .Olearius. آدام اولئاريوس ، نويسنده و سياح آلمانى كه در روسيه و ايران سفرها كرد . اولئاريوس در 22 فوريهء 1671 درگذشت . م