تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
و اين نكته به خوبى در عكسى كه گرفته‌ام هويداست 11 . گاه به جاى اين‌جاى - پاى چوبى قسمت بالاى صفحهء بيل را خم كرده‌اند ، و در نتيجه لبه‌اى فلزى ايجاد شده است كه مىتوان پا را بر آن قرار داد 12 . هنگام كندن زمين دو يا سه نفر از برزگران ، يا با پاى برهنه و يا در حالى كه گيوه بر پا دارند ، پهلو به پهلوى يكديگر مىايستند و با هم در يك زمان بيل را در دل زمين فرو مىكنند ، و با دادن علامت ، در يك زمان بيرون مىكشند ؛ و به اين ترتيب همدوش و هماهنگ با يكديگر جوى يا كرتى احداث مىكنند . در زير و رو كردن خاك كشتزار شن‌كش معمولى بزرگ يا شانهء زمين - صاف‌كن به كار مىرود ، و گاه زنبهء پهنى كه در اطراف لبهء پايينش زائده‌هاى خار - مانندى تعبيه شده ، و دسته‌هايى براى هدايت كردن دارد ، به وسيلهء گاو بر روى كشتزار كشيده مىشود . همچنين بعد از شخم زدن از كلوخ‌كوبى براى شكستن كلوخها استفاده مىشود . به كردرها ، تا آنجا كه به ياد مىآورم طنابهايى بسته شده بود ، و يكى از كارگران طناب را مىكشيد در حالىكه ديگرى افزار را رهبرى مىكرد 13 . داس را كه در درو غله هنگام خرمن به كار مىرود در فصل ديگرى توصيف خواهم كرد . شيوهء خرمنكوبى ، مانند اوايل دوران كتاب مقدس ، ابتدايى است . گندم و جو را معمولا در زير پاى گاو يا قاطرى كه چشمانش را بسته‌اند مىريزند ، و حيوان چيز سورتمه‌مانندى را بر روى آن مىكشد . ولى گاهى خرمن را به وسيلهء غلتك تيغه - دار ، و يا خرمنكوب مخصوصى مىكوبند ، و آنگاه چون باد مساعد وزيدن گيرد با باد دادن ، دانه را از كاه جدا مىسازند . زمين خرمنگاه عموما در حوالى دهكده واقع شده است ، و دانه‌ها را از آنجا با « ارابه » به انبار دهقان يا انبار ارباب حمل مىكنند . شب سومين روز را در ليلهاهان « 1 » ( ليليان ؟ ) توقف كرديم كه سكونتگاه حدود هزار خانوار بود ، و به استنباط من اكثر ارمنى بودند . در اينجا با كشيشى محلى ، حضرت رابين يوسف « 2 » ، كه مشغول تبليغ دين در ميان اهالى بود آشنا گشتم . او زبان انگليسى را كه در ميسيون رضائيه آموخته بود خيلى خوب صحبت مىكرد ، و تا آن حد اروپايى شده بود كه كارت پستالهاى يادگارى خارجى را جمع مىكرد ، و از من خواهش كرد كه كارتى از امريكا بر آلبوم او بيفزايم ، و من تقاضاى او را قبل از آنكه سال بسر رسد برآورده ساختم . وى اطلاعات سودمندى دربارهء راهى كه روز بعد در پيش داشتيم به من داد ، و به من توصيه كرد كه راه طولانيتر خمين « 3 »
هامش
( 1 ) .Leilhahan( 2 ) .Rev . Rabin Jossph( 3 ) . خمين اكنون شهرستانى است در جنوب استان مركزى ( تهران ) . مركزش نيز خمين نام دارد ، و سابقا جزو بلوك كمره بود . م
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 289 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى