و عمق يك گام » 2 هستند مشخص مىشود ، يا با كاشتن رديفى از درختان معين مىگردد ؛ و عمل اخير ، به علت كمبود جنگل و چوب در اكثر نقاط ايران براى تهيهء سوخت و الوار و تير ، زحمت كارنده را به خوبى جبران مىكند . اگر حكومت نيز ، به ظاهر چون عهد داريوش بزرگ ، نشاندن و كاشتن درخت را تشويق كند ، به كار نيكى دست يازيده است 3 .
افزارهاى برزيگران هنوز به ابتدايىترين صورت هستند ، و يادداشتهايى را كه من دربارهء آنها برداشتهام مىتوان تفسير و شرحى دربارهء توصيفات اوستا از آلات و افزار كشاورزان تلقى كرد 4 . اولين افزارى كه بايد ذكر كنيم خيش است ( در اوستا ائش « 1 » ) كه در صفحات پيشين اين كتاب من به مناسبت وصف مختصرى از آن كردم 5 . خيش ايرانى معمولا از چوب دو شاخهاى تشكيل شده است كه چنان از درخت قطع شده كه يك شاخهء آن ، پس از آنكه با آهن پوشيده شد ، به عنوان تيغهء خيش به كار مىرود ( مقايسه كنيد با اين عبارت اوستايى ) -
ayazh ? na
6
paiti - darez ? na
. اين خيش ، بر خلاف خيشى كه براى شخم زدن عميق به كار مىرود و چند يوغ گاو نر به آن مىبندند ، فقط به وسيلهء يك جفت ماده گاو ( در اوستا گواازى « 2 » ) كشيده مىشود 7 ، و تنها سطح زمين را ، چنان كه در عكسى كه گرفتهام هويداست ، مىخراشد ، و اين مىتواند تصورى از واژهء گوازهء « 3 » اوستايى 8 ( سيخك گاورانى ) و يوغ ( در اوستا « 4 » ) كه هنوز هم در ايران متداول است ، به ما بدهد 9 .
يكى ديگر از آلات و افزارهاى كشاورزى كه به عقيدهء من همچنان از قديم الايام عملا دست نخورده ، باقى مانده است دستاس است . از قسمتهاى اساسى اين افزار مخزن مدور يا قيفى است كه دانههايى را كه مىخواهند خرد كنند در آن مىريزند ، و من آن را قابل مقايسه با اين واژهء مبهم اوستايى زگرسنو - وغذنه « 5 » كه در مورد دستاس به كار رفته است ، مىدانم 10 .
سومين افزارى كه مورد استفادهء برزگر عهد اوستا بوده است بيل است ( در اوستا كستره « 6 » ) . بيل ايرانى داراى دستهاى بلند است ، و معمولا جاى پايى از چوب بر آن تعبيه شده است كه هنگام فرو كردن بيل در زمين پا را بر آن مىنهند و مىفشارند ؛
هامش
( 1 ) .aesha( 2 )gava azi( 3 )gavaza( 4 )yuyo semi( 5 )zgeresno vaghdhana( 6 )kastra