تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
شمال غربى برپا بودند ، و علت بر پاى ماندنشان نيز آن بود كه در ميان ديوار پهلويى خانهء جديدى قرار گرفته بودند - اين موضوع در تصويرى كه فلاندن كشيده است و من آن را نقل كرده‌ام نيز مشهود است . ستون چهارم ، در منتها اليه زاويهء فوقانى پايه در نقطه‌اى كه ديوار به جانب شرق مىچرخد ، هنوز برپا ايستاده است و سر ندارد ؛ و چون منفرد است به خوبى مىتوان آن را اندازه گرفت 17 . از زمان كرپورتر ( 1818 ) تا به حال چند تا از ستونها افتاده‌اند ، زيرا كرپورتر از پايه‌هاى هشت ستون كه هنوز ستونهايشان بر پاى بوده و خيلى خوب باقىمانده بوده است سخن مىگويد ، و اين به ظاهر غير از پايهء ستون مربعى است كه مجاور ستون واقع بر منتها اليه فوقانى قرار دارد ، و در نقاشيها و نقشه‌هايى كه تكسيه ( 1839 - 1840 ) و فلاندن و كوست فرانسوى ( 1839 - 41 ) ، و ميسن « 1 » انگليسى ( 1845 ) ترسيم كرده‌اند ، به چشم مىخورد 18 . راهنمايم را به سوى مشرق در امتداد برآمدگى دنبال كردم و سپس در ميان كومه‌اى از زباله و خاكروبه به سمت جنوب پيچيدم ، و در زاويهء جنوب شرقى به توده‌اى از سنگهاى عظيم برخوردم كه بطور نامرتب در اطراف پراكنده شده بودند ، گفتى عمارتى فرو ريخته بود . اما من توانستم رد طرح كلى ديوارى را كه تقريبا سى مترى به شمال و جنوب امتداد مىيافت ، چنان كه در عكس مربوط هويداست ، تشخيص دهم . سنگها مانند سنگهاى گوشهء شمال غربى بزرگ بودند ، و استوانه‌اى خارا كه از شيب فرو غلتيده بود تقريبا به ابعاد 5 پا در 8 پا بود 19 . پايهء ستون ديگرى همچنان در جاى اصليش در خط ديوار باقى بود ، و نزديك آن ته ستون ديگرى قرار گرفته بود كه حدود يك متر از سطح زمين ارتفاع داشت 20 . در ميان حصار ، آنجا كه عمارت اصلى بنا شده بود ، قسمتى از يك ستون برپا بود كه در وسط عكس مربوط ديده مىشود ، و به نظر مىرسيد كه بر پايه‌اى از سنگ و ساروج قرار داده شده است ؛ و چون ميانش اندكى گود بود مانند مذبح يا سكوى اهداء نذورات مىنمود ، ولى شايد سرستون واژگونى بيش نبود . هنگامى كه مشغول بررسى خرابه‌هاى باستانى كنگاور بودم ، به نظريهء پيشين خود گرايش داشتم ، و معتقد بودم كه اين ويرانه‌ها بازمانده‌هاى معبد آناهيتا ، ايزد ايرانى آبهاى آسمانى ، بود كه يونانيان وى را با آرتميس يا ديانا يكى مىدانستند ، و پرستش وى در زمان اردشير منمون « 2 » ، در قرن چهارم مسيحى در سراسر ايران شايع بود . چون به كتابخانه‌ام دسترس يافتم توانستم مداركى از نويسندگان كلاسيك در تأييد نظر خويش دربارهء هويت معبد بدست آورم ؛ و در ضمن دريافتم كه در بازشناختن
هامش
( 1 ) .Masson( 2 ) .Mnemon( - با حافظه ) ، منظور اردشير دوم شاهنشاه ( 404 - 360 ) ايران از سلسلهء هخامنشى است ، وى پسر و جانشين داريوش دوم بود . م