ارتفاعاتى كه كنگاور را در ميان گرفتهاند اين توصيف را مناسب ، و وجه اشتقاق پيشنهادى مرا محتمل مىسازند .
از ميان بناها و عمارتهاى كنگاور يك يا دو مسجد و ارگى آجرى جالب توجه است ، ولى اينها ، در مقايسه با ويرانههايى كه در دل قصبه واقع شده است و مىبايست زمانى عمارتى با شكوه بوده باشد ، بىاهميت به نظر مىرسند . در دل قصبه ، در گذرگاه اصلى و نزديك كاروانسرايى بزرگ ، آثار ديوارى از تختهمرمرهاى عظيم سفيد كه با دقت تراشيده شدهاند ، باقى مانده است كه برفراز آن ستونها و جرزهاى شكسته به چشم مىخورند ، و طرح حصارى عظيم از عمارات را مجسم مىسازند .
سبك معمارى بنا كاملا يونانى است ، و من دربارهء ويرانههاى آن يادداشتهايى برداشتم و نمىدانستم كه آنجا موضوع مطالعه و بررسى عدهء بسيارى از دانشمندان بوده است .
از اينرو ، در اينجا يادداشتهاى خود را به همان ترتيب كه سواد برداشتهام نقل ، و هرجا لازم باشد آنها را با منابع ديگر تكميل يا اصلاح مىكنم .
تا آنجا كه مشاهدات من اجازهء داورى مىدهند ، چنين به نظر مىرسد كه اين ويرانهها از دو ساختمان بزرگ بر جاى مانده است : يكى در شمال غربى كه مستقيما بر خيابان اصلى واقع شده ؛ و ديگرى به مسافتى در جنوب شرقى كه بر لبهء شيبى قرار گرفته است . ولى نويسندگان معتبرى چون كرپورتر ، تكسيه ، فلاندن ، كوست ، و ديولافوا ، كه در چنين مواردى من به قضاوت و حكم آنها مراجعه مىكنم ، معتقدند كه تختهسنگهاى خارايى كه ساختمان را تشكيل مىدهند بازماندههاى سكوى بزرگى است كه گرداگردش ستونها سر برافراشته بوده و عمارت اصلى در وسط آن قرار داشته است 10 . به عنوان مثال كرپورتر كه در سال 1818 از اين ويرانهها ديدار كرده است تمام حصار را محوطهء معبدى مىداند كه ديوارهايش سكوى راست گوش عظيمى را بوجود مىآورند كه حدود سيصد متر مربع مساحت دارد ، و بر بالاى آن رديف ستونها سر برافراشته است 11 . نقاشيهاى فلاندن و طراحيهاى تكسيه ، كه ظاهرا مأخذ و منبع عمدهء اطلاع ديولافوا بودهاند ، نقشهاى از چگونگى قرار گرفتن سكو و حصار معبد بدست مىدهند . بارى ، دربارهء جزئيات عمارت بطور يقين سخن گفتن تنها وقتى ممكن است كه جايگاه عمارت مورد بررسى دقيق مجدد قرار گيرد ، و نيز لازم است كه حفاريهايى بشود ، و خانههاى جديد و عمارات كهنهاى كه يا بر روى ويرانههاى قديمى ، و يا براى استفاده از مصالح ساختمانى موجود در
هامش
- آزمايشى به نام « ور » قرار مىدادند ، و هركس موفق مىشد او را محق مىدانستند . از جملهء اين آزمايشها نوشيدن آب آميخته به گوگرد و گذشتن از ميان آتش ( مثلا در داستان سياوش و سودابه ) بود . م