صحنه واقع است « 1 » ، و اكنون در حدود هشتصدخانه 7 ، و حدود هشت هزار نفر سكنه دارد .
خيابان اصلى پشتهاى را كه قصبه بر آن بنا شده است دور مىزند ، و در كنار آن دكانها و دكههاى فروشندگانى كه گندم ، جو ، پنبه ، و گلابى مىفروشند در يك امتداد ساخته شده است ؛ و در هر دو سوى داراى توقفگاههايى است كه به قطار شتران و استران سنگينبار كه به سوى كرمانشاه و بغداد در حركتند ، جا و منزل مىدهد .
كنگاور از نقاط واقعا قديمى است ، جغرافيانويس يونانى ، ايسيدوروس خاراكسى ، در قرن اول ميلادى آن را به نام كنكوبار
( Konkobar )
مىشناخته است 8 . توجه من يكباره به بعضى از خصوصيات محل آن جلب شد . تپهها و پشتههاى كوتاهى كه آن را احاطه كرده بودند ، و بر تارك بعضى از آنها ساختمانهايى بر پايهء ساختمانهايى قديمتر قد برافراشته بود ، بلافاصله وجه اشتقاق و ريشهاى براى واژهء كنگاور به خاطرم گذرانيد . واژهء كنگاور يا كنگور يا كنكور را كه در يونانى به صورت ضبط شده است مىتوان مشتق از صورت فرضى اوستايى
Kanha - vara
دانست كه به معناى « حصار كنگهه » يا « حصار كنگ » مىباشد . جزء اول اين كلمهء مركب احتمالا اسم خاص است ، و در واژههاى اوستايى از قبيل
Kanha -
و همچنين در شاهنامهء فردوسى در لغت « كنگ دژ « 2 » » باقى مانده است . جزء دوم ، يعنى
vara
به معناى « حصار » با نام « ور « 3 » » جمشيد همزاد است 9 . تپهها و
هامش
- خود ، به نام هارپاك سپرد تا هلاكش كند و بدين ترتيب از وحشتى كه او را فرا گرفته بود بياسايد . هارپاك طفل را به خانه برد ، ولى از كشتنش خوددارى كرد ، و او را به يكى از چوپانهاى شاهى كه ميتريدات ( مهرداد ) نام داشت سپرد و دستور شاه را ابلاغ كرد .
قضا را روز قبل زن چوپان ، موسوم به سپاكه وضع حمل كرده و پسرى مرده زاييده بود . طفل ماندان را به فرزندى پذيرفت و جسد طفل خود را به شوهر سپرد تا به مأموران هارپاك نشان دهد . بدين ترتيب نوهء ايشتوويگو را از مرگ نجات داد . همين فرزند است كه بعدها كوروش كبير شد ، و سلسلهء ماد را منقرض ساخت ، و سلسلهء هخامنشى را بوجود آورد . م .
( 1 ) . طبق مآخذ وزارت راه فاصلهء دقيق كنگاور از بيستون 57 كيلومتر ، و از صحنه 31 كيلومتر است . م
( 2 ) . گنگ دژ در آيين مزديسنا و در داستانهاى ملى شهرى است كه سياوش ، پسر كيكاووس ، در مدت مهاجرت خود از ايران در توران زمين ساخت . محل آن را در خوارزم و خيوهء حاليه گفتهاند . م
( 3 ) . در ايران باستان در محاكمههاى مبهم و مشكل ، دو طرف دعوى را مورد -