( معناى لغوى اين نامها بطور يقين دانسته نيست ) ، مىگفتند و آن را يكى از آفريدههاى اهريمن مىشمردند « 1 » ، و بنابراين مستحق هلاكت مىدانستند 1 . خوشبختانه ديگر اين موجود بىآزار محكوم به فنا نيست ، و همراهان مسلمان من بىآنكه بدان آزارى رسانند آن را به حال خود گذاشتند . غروب آفتاب بود كه وارد دهكدهء صحنه « 2 » شديم ، و از راه باريكى كه درختان پرشكوفهء سيب و آلو در دو طرف آن صف كشيده بودند گذشتيم . من كاروان را به سوى « منزلى » كه هنگام آمدن در آن اقامت كرده بودم راهنمايى كردم ، و هنوز ساعتى از ورودمان نگذشته بود كه در بالاخانهء منزل بخواب رفتم . اگر در آن هنگام مىدانستم كه در تنگ واقع در پشت صحنه مقبرهاى هست كه روايات افسانهآميز آن را به پادشاه اساطيرى ايران كيكاووس « 3 » نسبت مىدهند ، چند تن از اهالى را اجير مىكردم و با مشعل به ديدار آن مقبره مىرفتم و به بررسى آن مىپرداختم ؛ و يا يك روز بيشتر در آنجا مىماندم و به تماشاى آن مىپرداختم 2 . ولى صحنه براى من ، در دو بارى كه آنجا را ديدم ، فقط توقفگاه بين راه بود ، همچنانكه براى زائران كربلا نيز كه آمد و رفتشان منبع درآمد هزار نفر يا بيشتر ساكنان آنجا بود ، جز اين نبود . از اينرو ، ترتيب كارها را چنان دادم كه بامداد روز ديگر به راه خود ادامه دهم 3 .
عقربههاى ساعت من درست روى ساعت شش بامداد بود كه فرمان حركت دادم ، و خيل كند حركت ما به صف از زير دروازهء گلى كاروانسرا عبور كرد ، و دوباره به سوى همدان به راه افتاد .
يك ساعت و نيم بعد ما به دهكدهء زيبايى رسيديم كه من بخصوص آن را به خاطر درختان و باغهاى ميوهء شاداب و سبزهزارهايش ، هنگام رفتن به كرمانشاه ، به ياد سپرده بودم . وزغها در ميان بركههاى آب با شور تمام غورغور مىكردند بىآنكه ديگر از قانون زرتشت ( كه اينك مدتها بود در بوتهء فراموشى افتاده بود )
هامش
( 1 ) . در فقرهء 6 از باب سيزدهم ونديداد چنين آمده است :
پس اهورامزدا گفت اى سپيتمان زردشت ، دوهاى كه زئيريمينوره ( يعنى سبزه - خور ) نام دارد و مردمان بد زبان آن را زئيريمياكه ( يعنى خرامندهء در سبزه ) نامند ، پس آن در ميان مخلوقات اهرمن مخلوقى است كه از طلوع فجر تا طلوع آفتاب مانند هزار ضرب زننده با وجود مجرد مقدس ( يعنى اهورامزدا ) مقابل شود . م
( 2 ) صحنه اكنون مركز بخش صحنه از شهرستان كرمانشاه است كه در 61 كيلومترى شمال شرقى آن واقع و داراى حدود 000 ، 6 جمعيت است . م
( 3 ) . كاووس يا كيكاووس ، بنابر داستانهاى حماسى و ملى ايران ، دومين پادشاه كيانى است . گويند 160 سال سلطنت كرد . از وقايع مهم دوران پادشاهى او جنگهاى ايران و توران به خونخواهى سياوش ( پسرش ) ، جنگ رستم و سهراب ، و غيره است . م