« من اردويسور ناهيد « 1 » مقدس ، ايزد رودهاى آسمانى ، آن پاك و بىآلايش را با نيايش نيك و پيشكش زور مىستايم . »
- اوستا ، يشت پنجم ، فقرهء 9 .
معبد بزرگ و ويران ديانا « 2 » ى ايران در كنگاور 16
كنگاور شهر كوچكى است با قدمت بسيار ، كه مستقيما بر سر راه بيستون به همدان قرار گرفته است ، و جايگاه ويرانههاى مهمى است كه اكنون من به شرح آنها مىپردازم ، زيرا اينها ويرانههاى معبد آناهيتا ، دياناى ايران باستان است .
وقتى به سوى بيستون مىرفتم مىدانستم كه در آنجا آثارى از عهد باستان هست كه بايد به مشاهدهء آنها بپردازم . اما اشتياقى كه براى رسيدن به سنگنبشتهء داريوش اول در بهستان داشتم به من مجال ديدار آنها را نداد ، و من در انتظار ماندم تا هنگام بازگشت به همدان به مشاهدهء آنها بپردازم . از اينرو ، بر اسب سوار شدم و با صفر و شهباز و بقيهء افراد كاروان راه همدان را از طريق كنگاور ، يعنى همان راهى كه هشت روز پيش طى كرده بودم ، در پيش گرفتم .
همچنان كه سواره مىرفتم لاكپشتى خاكى نظرم را جلب كرد ، و اين نخستين لاكپشتى بود كه در ايران مىديدم . آفتاب گرم بهارى آن را برانگيخته بود تا از پناهگاه زمستانى خويش بيرون آيد ، و آرامآرام در كنار جاده بخزد . ايرانيان لاكپشت را « سنگپشت » ( سنگىپشت
sangi - pusht
) مىگويند ، ولى زرتشتيان عهد باستان بدان زئيريمينوره
zairimyanura
و يا زئيريمياكه
zairimy ? ka
هامش
( 1 ) . اوستايى :Ardvi Sura Anahita( 2 ) .Diana، يكى از ربة النوعهاى رومى است ، كه او را با آرتميس ، الههء يونانى ، يكى شمردهاند . وى الههء اولمپى شكار ، حامى زنان ، و الههء ماه و شب بود . مستشرقان ، به مناسبت شباهتهايى كه ميان بعضى از صفات و خصوصيات آناهيتا و ديانا هست ، آن دو را به يكديگر مانند مىكنند . م