مىگويند و اينك در دست خانوادهء امام قلى ميرزاست . عمارت متروك و رو به ويرانى نهاده بود ، زيرا بازماندگان امام قلى ميرزا ، به علت هزينهء زيادى كه پذيرايى از حكام جديدى كه هر بار به كرمانشاه مىآمدند و ادارهء امور را در دست مىگرفتند در برداشت ، از نگهدارى آنجا و زمينهاى اطرافش عاجز آمده بودند .
هنوز از قرهسو نگذشته و يك كيلومترى دور نشده بوديم كه كولاكى از برف ما را درگرفت ، و اين كولاك به حدى شديد بود كه تمام خاطرات خوش ما را از توقف چند لحظه پيش در هواى بهارى طاقبستان از ميان برد و تنها خاطرهء طوفانى از برف باقى گذاشت كه گفتى جادوگران مندرج در شاهنامه بناگهان برانگيخته بودند . اما به زودى كولاك بر طرف شد ، و نيمساعت بعد منارههاى قلع - پوش مساجد كرمانشاه ، و برجهاى سر بر افراشتهء كاخ حكومتى در زير انوار خورشيد بعد از ظهر مىدرخشيدند .
كرمانشاه ، يا چنان كه پيشتر معمولا مىگفتند كرمانشاهان ، شهرى است با قدمت بسيار كه اكنون مركز ناحيهاى به همين نام است 36 . بنابر روايات ، بنيانگزار يا مؤسس آن شاهنشاه ساسانى بهرام چهارم ( 388 - 399 ميلادى ) بوده است .
بهرام قبل از آنكه به پادشاهى رسد ، فرمانرواى كرمان بود و « كرمان شاه » لقب داشت . از اينرو چون شهر را بنيان نهاد آن را بدين نام خواندند ، اگرچه ياقوت تاريخ تأسيس شهر را يك قرن بعد قرار مىدهد ، و بناى آن را به قباد اول ( 488 - 531 ميلادى « 1 » ) ، پسر پيروز ، نسبت مىدهد 37 . احتمال دارد كه شهر از اين هر دو تاريخ قديمتر باشد ، و ممكن است با جاى كامبادنه « 2 » باستانى ، كه در نوشتههاى ايسيدوروس خاراكسى « 3 » مذكور است ، مطابق باشد 38 . بطور مشروح از تاريخ
هامش
( 1 ) . اينكه مؤلف سلطنت قباد را از 488 تا 531 يكسره ذكر كرده است صحيح نمىباشد . وى پس از ولاش به سلطنت رسيد ( 488 ) . سپس ، براى تحكيم موقعيت خود يا از روى اعتقاد باطنى ، به مزدك نزديك شد . نجبا و روحانيون ايرانى در صدد برانداختن سلطنت وى برآمدند ، و عاقبت او را خلع كردند و برادرش جاماسب را به سلطنت برداشتند و قباد زندانى شد . بعدا از زندان گريخت و نزد خاقان هياطله رفت و به كمك وى در 498 يا 499 سلطنت را باز گرفت . بنابراين تاريخ سلطنت وى را بايد به صورت 488 - 496 و 498 يا 499 - 532 ذكر كرد . م
( 2 ) .Kambadene، شهرى قديمى ، در حوالى طاقبستان كنونى و خارج از محوطهء باغ و استخر آن . آثار تپههاى خاكى و سنگى متعدد و بقاياى حصار خشتى و باروى قديم آن هنوز ديده مىشود . م
( 3 ) .Isidorus of Charax، جغرافيادان اوايل قرن اول ميلادى ، متولد خاراكس ( انتهاى خليج فارس ) . آثارش مشتمل است بر « شرح جهان » ، « مسافرت به دور پارت » ، « پاسگاههاى پارتها » ، و غيره . م