دادوستد محصولات و فراوردههاى محلى از قبيل غلات ، گندم ، جو ، ميوه ، صمغ ، و ترياك با رونق تمام جريان داشت ، و علاوه بر آن صدور كالاهايى كه از طريق آنجا صادر مىگردد ، و مقدار كثيرى نيز كالاى خارجى در زمرهء آنهاست ، بازار گرمى دارد . در كرمانشاه توانستم دوباره بعضى از اشياء ساخت خارج را كه فكر مىكردم در ضمن سفر بدانها محتاج خواهم شد ، بخرم .
من بر آن بودم كه بيش از يك روز در كرمانشاه توقف كنم ، بخصوص كه در بانك شاهى از من پذيرايى گرمى كردند . ولى چون شنيدم كه از ورود دو نفر از دانشمندانى كه بنا بود براى بررسى كتيبهء بهستان بيايند ، و من فكر كرده بودم كه در اين كار به آنها ملحق شوم ، جلوگيرى شده است ، نقشهام را عوض كردم . فكر كردم بهتر است قبل از عزيمت به جنوب ايران هرچه زودتر به بيستون باز گردم و تا آنجا كه در فرصت اندك من مقدور است كار بررسى كتيبه را به اتمام رسانم . ازاينرو ، روز ديگر همين كه آفتاب طلوع كرد سفر را آغاز كردم و بيشتر سى و پنج كيلومتر مسافت ميان كرمانشاه و بيستون را اسب تاختم . چون به مقصد رسيدم ، بعجله غذايى خوردم ، و بلافاصله از كوه بالا رفتم ، و ساعتى از ظهر گذشته بود كه بار ديگر خويشتن را بر بالاى بهستان و به كار مشغول ديدم . كار من آن روز و فردا با شدت و حدتى كه قادر بودم ، ادامه يافت ، و به نتايجى رسيدم كه شرح آن را در فصول پيش بيان داشتم .
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: فريدون بدره اى
ص٢٦٩