تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
مىافشاند ، و گويى آب در زير پاى او جارى است 23 . . . ( تصوير سوم ) صورت شيرين جاريهء محبوب خسرو پرويز است 24 . سومين نويسنده از همين دوره ، ابن رسته ( حدود 900 - 950 ميلادى مطابق 287 - 339 هجرى قمرى ) است كه گفتارى مشابه گفتار فوق در اين‌باره دارد « 1 » ، و مىگويد : « مسافت ميان قرميسين و شبديز سه فرسخ است . محل اخير سردابهء طاقدارى است كه در دل كوه كنده شده است ، و در آن تصاوير پرندگان مختلف و چيزهاى ديگر به چشم مىخورد . در سينهء طاق صورت مردى است كه زره بر تن دارد ، و در جلو او پيكرهء زنى نقش شده است كه گويند شيرين است ، و در پهلوى طاق صورت مرد ديگرى است كه از زير پايش نهرى جارى است كه آب آن چندان است كه دو سنگ آسيا را تواند گردانيد . در آن سو قريب دويست و پنجاه پله از پايين تا فراز طاق كنده شده است 25 . همعصر با اين توصيفات روايتى است كه مسعودى ( 944 ميلادى مطابق 333 هجرى قمرى ) ، نويسندهء قرن چهارم ، دربارهء صورت خسرو و شبديز نقل كرده است : « صورت شبديز در حوالى قرميسين ، در ناحيهء دينور و ماه كوفه ، در كوه كنده شده است . در آنجا علاوه بر صورت خسرو و اسبش صورتهاى ديگر نيز نقش شده است . به علت صورتهاى شگفت‌انگيزى كه در اين كوه كنده شده است ، آنجا يكى از نقاط ديدنى و شگفت عالم است » 26 . عقيدهء محققان دربارهء هويت شخصى كه در وسط گروه سه نفرى ايستاده است متوافق است كه وى خسرو پرويز است ، ولى در مورد دو نقش ديگر تعبيرات مختلف
هامش
( 1 ) . عين عبارت ابن رسته چنين است : الى قرماشين فراسخ الطريق بين جبلين و قرى متصلة فى صعود و هبوط حتى تنتهى الى وادى بوزنة و تسير فى شعب بين جبلين حتى تنتهى الى قرماشين ، و شبديز على فراسخ منها و هو طاق منقور فى الجبل فيه صور انواع الطير و غيرها من الصور و فى الصدر من الطاق صورة رجل قد البس الدرع و قدامه صورة امراة يقال انها صورة شيرين و فى جانب من الطاق صورة انسان يخرج من تحته عين ماء مقدار ما يدير حجرى طاحونة و فى الجانب الآخر درج منقور فى الصخر من اسفل الطاق الى اعلاه نحو مائتى و خمسين درجة . نقل از كتاب الاعلاق النفيسه ، چاپ ليدن ( 1927 ) ، صفحهء 166 .