بر ديوار خارجى طاق ، متصل به پلكان طرف راست ، در سالهاى اخير قابى كندهاند كه شبيه پنجرهء كليساست ، و در آن كتيبهاى به فارسى جديد نقر شده كه يادبود ديدار پادشاه فقيد سلسلهء قاجار ، ناصر الدين شاه است . بارى اين كتيبه به هيچ وجه ربطى به طاق و حجاريهاى درون آن ، كه از لحاظ زمانى دست كم سيزده قرن مقدم بر آن است ، ندارد . اين حجاريها ( كه دو قرن از نقوشى كه قبلا مورد بحث قرار داديم متأخر ، و به همين مقدار از نظر هنرى پيشرفته است ) متعلق به زمان شاهنشاه ساسانى خسرو پرويز است .
خسرو پرويز كه در فصل مربوط به تخت سليمان به نام خسرو دوم با وى آشنا گشتيم حدود چهل سال ( از 590 تا 628 ميلادى ) سلطنت كرد . وى در قسمتى از سلطنتش از كاميابى و موفقيت بسيار بهرهمند بود ، اما سالهاى آخر پادشاهيش را ادبار و شكست تيره و تار ساخت « 1 » . حجاريهاى حاضر در وقتى انجام گرفتهاند كه وى در اوج كاميابى بوده است ، و از اينرو ، صحنههايى از دوران خوش زندگى او را نشان مىدهند . چون وارد اتاق مغازهمانند شويم در سمت راست صحنهء شكارى مىبينيم كه در آن پادشاه در حال تعقيب گوزنى است - شكار از سرگرميهاى مورد توجه شاهنشاهان ايران از زمان كوروش كبير تاكنون بوده است - و در سمت چپ قابى كنده شده است ، و در آن نقش خسرو در حال صيد گراز وحشى ديده مىشود .
اين هر دو نقش از نظر تصور صحنه جاندار و زندهاند ولى از لحاظ حجارى ، خاصه در نشان دادن مناظر و مرايا ( پرسپكتيو ) ، ضعيف مىباشند . بعلاوه ، به نظر مىرسد كه صحنهء شكار گراز وحشى كامل و پرداخته نيست . معهذا ، هر دو نقش اهميت تاريخى و ارزش باستانشناسى دارند .
از اين دو نقش مهمتر ، نقشهاى برجستهاى است كه در ديوار عقب حجارى شدهاند ، و اينك من بتفصيل به شرح آنها مىپردازم . ديوارهء اتاق به وسيلهء لبهء حجارى شدهاى به دو قسمت بالا و پايين تقسيم شده است . قسمت پايين به مجسمهء عظيمى كه خسرو را سوار بر اسبى جنگى و غولپيكر نشان مىدهد اختصاص داده شده است . اين اسب همان مركب محبوب خسرو پرويز ، يعنى شبديز ( به معناى سياه مانند شب ) ، است كه نويسندگان شرقى در وصف آن سخنها گفته ، و آن را در ميان اسبها بيهمال دانستهاند . اسب مجهز به ساز و برگ جنگى و سينهبند است كه سينهء آن را محافظت مىكند ، و مزين به منگولههايى است كه بسيار هنرمندانه حجارى شدهاند ، ولى در اينجا باز متعصبان هنرشكنى خود را نشان داده ، و زيبايى و گيرايى
هامش
( 1 ) . خسرو پرويز با دولت روم جنگيد ، و آسياى صغير ، شام ، فلسطين ، و مصر را گرفت . در اين هنگام به منتهاى قدرت و عظمت رسيد . لكن بعد مغلوب هراكليوس شد ، و سپس خلع و مقتول گرديد . م