تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
مجسمه را با شكستن سر و پاى اسب خراب كرده‌اند . پادشاه كه بر اسب سوار است هيكلى بزرگتر از انسان معمولى دارد ، و سر تا پاى غرق در سلاح سنگين جنگ است . زرهى تن او را مىپوشاند ، و كلاه‌خودى با آويزه‌هاى زنجير سرش را محافظت مىكند . سپر مدورى كه در دست چپ دارد پاسدار سينهء اوست ، و در دست راستش نيزهء بسيار بزرگى خودنمايى مىكند . جزئيات لباس جنگى پادشاه ، از جمله تركش يا تيردانى كه بر كنار بسته است ، با دقت تمام حجارى شده ، و درخور مداقه و بررسى دقيق شخص باستانشناس است . قسمت بالاى ديوار عقب را نقش گروهى سه نفرى فرا گرفته است كه درست بالاى لبه‌اى كه ديوار را به دو قسمت فوقانى و تحتانى تقسيم كرده ، و نيز درست بالاى مجسمهء اسب‌سوار ، حجارى شده‌اند . در وسط پادشاه با لباس كامل سلطنت ايستاده ، و شمشيرش را در برابر خود رو به پايين نگهداشته است چنان كه نوك آن به زمين تكيه دارد . با دست راست حلقه‌اى را كه مزين به نوارهاى آويختهء موجدار است از شخص ريشدارى دريافت مىدارد كه به قباى بلند كمردار و نيمتنه‌اى ملبس است ، و شلوارى گشاد كه كاملا به قوزك پا نمىرسد پوشيده است . نفر سوم ، كه در جانب راست پادشاه ايستاده ، زنى است كه حلقهء گل پيروزى در دست دارد و آن را به پادشاه تقديم مىكند ، و در همان حال از ظرفى كه در دست چپ دارد جرعه‌افشانى مىكند 20 . ترديدى نيست كه شخص پادشاه در اين نقش سه - نفرى ، مانند مجسمهء اسب‌سوار ، خسرو پرويز است ، ولى قبل از آنكه از هويت دو نفر ديگر سخن بگويم اجازه بدهيد گفتار بعضى از نويسندگان شرقى را كه اين نقش و مجسمهء اسب‌سوار را تقريبا در هزار سال پيش وصف كرده‌اند نقل كنم . قديمترين سخنى كه دربارهء اين حجاريها به نظر من رسيده است گفتار ابن فقيه همدانى ( 903 ميلادى مطابق 290 هجرى قمرى ) است كه پيش از اين ذكر كردم . ابن فقيه همدانى يك باب از كتاب جغرافياى خود را كه در حدود سيصد سال بعد از خسرو پرويز نوشته است ، تحت عنوان « شبديز و شگفتيهاى آن » به بحث دربارهء اين حجاريها اختصاص داده است . وى مىگويد : « شبديز يكى از عجايب عالم است ، و مصور آن فطوس ( يا قطوس ) ابن سنمار رومى است ، كه سازندهء قصر خورنق در كوفه بود « 1 » . » ( پس از آن ابن فقيه همدانى يك بند تمام از گفتار خود را به ذكر صفات و سجاياى
هامش
( 1 ) . عين عبارت ابن فقيه كه ياقوت نقل كرده به اين شرح است : و قال احمد بن محمد الهمذانى : و من عجائب قرميسين و هى احدى عجائب الدنيا صورة شبديز و هى فى قرية يقال لها خاتان و مصوره قنطوس بن سنمار ، و سنمار هو الذى بنى الخورنق بالكوفة .
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 258 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى