هنر رومى را در دورهء بيزانس ، و احتمالا نفوذ هنر يونانى ناشى از غلبهء اسكندر « 1 » را نشان مىدهند 8 . در طاقبستان سه دسته نقش وجود دارد ، و من دربارهء آنها به ترتيب قرار گرفتنشان ، و احتمالا به ترتيب توالى زمانيشان ، بحث خواهم كرد . نخست از نقوشى كه در طاقنماى پاى كوه حجارى شده است آغاز مىكنم ، آنگاه به دو مجسمهاى كه در غار كوچكتر است مىپردازم . و سرانجام گفتار خود را با توصيف حجاريهاى زيبا و پرداختهء مغازهء بزرگتر بپايان مىرسانم .
نخستين مجموعهء نقشهاى طاقبستان و ظاهرا كهنترين آنها ( هرچند اين نكته هنوز مسلم نيست ) نقش چهار نفر است كه بر سطح صاف كوه در كنار عمارت باغ كنده شده است ، و پهنهاى به طول پنج متر و نيم و عرض سه متر را پوشانده .
اين مجموعه ، چنان كه در كتابم به نام زرتشت « 2 » نوشتهام ، مورد توجه خاص است ، زيرا گمان مىرود مردى كه در منتها اليه دست چپ حجارى شده است زرتشت ، پيغمبر باستانى ايران را نشان مىدهد 9 . به اين علت من در بازديد از طاقبستان بدان توجه فوق العادهاى مبذول داشتم . در اينجا به اختصار از تركيب ( كمپوزيسيون ) اين چهار پيكر سخن خواهم گفت 10 .
دو نفرى كه در سمت راست ايستادهاند اشخاصى را مجسم مىسازند كه از خاندان شاهى هستند : نفر وسط پادشاهى است كه حالتى فاتحانه به خود گرفته است ؛
هامش
( 1 ) . بر اثر مساعى اسكندر كبير در توسعه دادن هلنيسم ( فرهنگ آرمانها و نحوهء زندگى يونانى آتن و شهرهاى وابسته به آن در عصر پريكلس ، يعنى حدود 495 - 429 ق . م ) . و به موازات فتوحات وى ، فرهنگى با صبغهء يونانى پيدايش يافت كه از آن به تمدن هلنيستيك تعبير مىشود . پس از مرگ وى فرهنگ نوى در هنر ، ادب ، و علوم پديد آمد : اسكندريه ( شهرى در شمال مصر ، كه بندر عمدهء كنار درياى مديترانه است . بطلميوس اول ، اولين پادشاه مقدونى مصر قديم و مؤسس سلسلهء بطالسه كتابخانهاى در آنجا تأسيس كرد كه بزرگترين كتابخانهء ايام قديم ، و داراى بيش از 000 ، 700 طومار پاپيروس بود ، به همين مناسبت اسكندريه مبدل به دار العلمى شد كه اهل علم از يونان به آنجا روى آوردند ) و پرگامون ( شهرى قديمى در شمال غربى آسياى صغير ، تركيهء كنونى كه كتابخانهء معروف آن داراى 000 ، 200 مجلد كتاب ، و تالى كتابخانهء اسكندريه بود ) مراكز عمدهء آن شدند ؛ رفاه مادى اغنيا افزايش يافت ؛ كتابهايى در رشتههاى مختلف تأليف شد ؛ و حجارى رونق يافت .
روميان ، پس از استيلاى خود ، بسيارى از مايهها و مظاهر تمدن ملل مغلوب را فرا گرفتند ، و در واقع تمدن هلنيستيك نه فقط خاموش نشد بلكه رواج بيشترى يافت و پيراستهتر شد . م
( 2 ) . منظور كتاب « زردشت ، پيغمبر ايران باستان » است كه مؤلف آن را در 1899 نوشته است . م