با لهجهء خاص خود تلفظ ، آن را طو - او - ستان
Taw - ou - st n
ادا مىكنند - به خاطر تورفتگيها يا طاقنماهايى كه در دامنهء كوه كنده شده به اين محوطه داده شده است . آنجا را گاهى نيز تخت بستان مىخوانند ؛ ظاهرا اين تسميه به خاطر صفهء سنگى است كه در بالاى طاقها كنده شده و به وسيلهء صد پله يا بيشتر كه بر جبههء صخره كندهاند بدان مىتوان رسيد 3 . در روزگاران پيشين مردم آنجا را گاه به نام مجسمهء اسب خسرو پرويز ، شبديز « 1 » ، و گاه به نام محبوب زيباروى خسرو يعنى شيرين ، قصر شيرين مىخواندهاند . نام قبلى را ابن رسته « 2 » و ابن فقيه همدانى تقريبا هزار سال پيش نقل كردهاند 4 ، و نام اخير ، يعنى قصر شيرين ، را دويست سال بعد ياقوت ذكر كرده ، و گويد در آنجا ويرانهها و بقاياى « ايوانات كثيرة متصلة و خلوات و خزائن و قصور و عقود و متنزهات و مستشرفات و اروقة و ميادين و مصايد و حجرات تدل على طول و قوة » 5 قرار دارد . با اين همه نام قصر شيرين به معناى دقيقتر متعلق است به خرابههاى بزرگى كه در 128 كيلومترى غرب كرمانشاه و نزديك مرز ايران و عثمانى واقع است « 3 » .
هامش
( 1 ) . شبديز اصلا به معنى شبرنگ ، و نام اسب معروف خسرو پرويز است .
بنابر افسانهها در دشت « رم كله » اسبى سنگى وجود داشت و ماديانى كه شبديز از او زاده شد از اين اسب سنگى بار گرفت . گويند از همهء اسبهاى جهان بلندتر بود ، و نعلش را با ده ميخ به پايش مىكوفتند . نيز گويند كه خسرو اين اسب را فوق العاده دوست مىداشت ، و سوگند ياد كرده بود كه هركس خبر مرگ شبديز را بياورد او را خواهد كشت . بارى ، پس از مرگ شبديز باربد ، موسيقيدان دربار خسرو پرويز ، به نزد وى رفت و آوازى چنان سوزناك خواند كه خسرو منقلب شد و پرسيد : « مگر شبديز مرده است ؟ » باربد گفت : « شاه خود فرمايد » .
حتى معروف است كه ، به امر خسرو ، صورت شبديز را پس از مرگ بر سنگى نقش كردند ، و شاه هرگاه به آن صورت نگاه مىكرد مىگريست . م
( 2 ) . جغرافيادان ايرانى در قرن سوم ه . ق . اصلا اهل اصفهان بود ، و دايرة - المعارفى به نام « الاعلاق النفيسه » تأليف كرد . جلد هفتم اين اثر در دست است ، و در آن مطالب مشروحى در باب كرهء آسمان و كرهء زمين و نيز شهرها و كشورها آمده است . م
( 3 ) . منظور شهر قصر شيرين مركز شهرستان كنونى قصر شيرين است كه در 21 كيلومترى مرز عراق و 182 كيلومترى غرب كرمانشاه واقع است . قصر شيرين از ايام بسيار قديم از توقفگاههاى مهم كاروانها بوده ، و اگرچه آثار اطراف آن كه باعث شهرت آن شده است از دورهء متأخر عهد ساسانى است ، ترديدى نيست كه از ايام قديمتر هم محلى با اين موقعيت آباد و مسكون بوده است .
مؤلف فاصلهء قصر شيرين را از كرمانشاه 80 مايل نوشته است كه برابر 128 كيلومتر مىشود ؛ ولى اين رقم اشتباه است ، و فاصلهء حقيقى قصر شيرين از كرمانشاه -