تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
فرهاد ، آن پيكرتراش عاشق و واله ، و شيرين دلارام را به ياد او خواهد آورد ، و در عالم خيال جاى ضربات تيشهء آن عاشق از جان گذشته را بر سينهء كوه خواهد ديد ، و صداى تيشه‌اش را ، كه پهلوانانه بر كوه فرود مىآمد « 1 » ، خواهد شنيد 4 . اما در همان حال كسى كه آشنا به ادبيات قديم كلاسيك باشد ، گفتار ديودوروس سيسيلى را بخاطر مىآورد كه مىگويد چگونه سميراميس به بگيستانون آمد ، و در نزديكى آن اردو زد ، و « باغى » در آن نقطه ساخت ، و به يادبود آن واقعه دستور داد كتيبه‌اى بر كوه حك كنند . گفتار اين نويسندهء يونانى ، كه در قرن اول پيش از مسيح مىزيسته است ، ارزش آن را دارد كه از نظر مقايسه در اينجا تكرار شود : « وقتى سميراميس كارهايى را كه بدان اشتغال داشت بپايان رسانيد ، با سپاهى گران عازم ماد شد ، و در نزديكى كوه بگيستان اردو زد ، و خيمه و خرگاه برافراشت . در آنجا ، در ميان دشتى كه چشمه‌اى بزرگ همهء اراضى آن را مشروب مىكرد ، باغى ساخت كه دو هزار و چهارصد متر محيط آن بود . كوه بگيستان در نظر زئوس « 2 » مقدس است ، و در آن جانبش كه به سوى باغ است صخره‌اى سراشيب قرار دارد كه ارتفاعش به سه هزار و چهارصد متر مىرسد . در قسمت پايين اين جانب كوه سميراميس دستور داد تا نقش وى را ، در حالى كه صد مرد تبرزين بر دست گرداگردش ايستاده بودند ، حجارى كنند . نيز فرمان داد به خط سريانى بر آن صخره چنين بنويسند : سميراميس ، با روى هم قرار دادن كوله‌بار چهارپايانى كه در پى وى در لشكركشى حركت مىكردند ، به قلهء اين كوه صعود كرد » 5 .
هامش
( 1 ) . فرهاد نام عاشق افسانه‌اى شيرين و رقيب خسرو است . طبق افسانه‌ها ، فرهاد شيفتهء شيرين بود ، و خسرو او را به كندن كوه بيستون واداشت . فرهاد ، با شوق و توانايى خاصى ، به اين كار پرداخت ، و پاره‌هاى سنگين و عظيم كوه را ، كه صد مرد از برداشتن آن عاجز بودند ، مىكند و مىافكند . گويند پيرزنى به دروغ خبر مرگ شيرين را به او داد ، و فرهاد ، با شنيدن اين خبر ، از حسرت ، تيشهء خود را بر فرق خويش فرود آورد و در دم جان داد . م ( 2 ) .Zeus، در دين يونانيان قديم خداى خدايان است . با دو برادر خود - پوسيدون و هادس - با تيتانها جنگيد و آنان را مغلوب ساخت . آنگاه عالم را بين خود و برادران تقسيم كرد : پوسيدون خداى درياها شد ؛ هادس خداى جهان زيرين ؛ و زئوس خداى زمين و آسمان گرديد . زنان متعدد گرفت ، و از آنان فرزندان بسيار آورد از جمله آپولون ، آفروديته ، آرتميس و غيره . رعد و برق و باران را در اختيار داشت . زئوس خداى خدايان و نماد قدرت و قانون بود . دربار باشكوهش بر فراز كوه اولمپ مستقر بود . روميان او را با يوپيتر ( ژوپيتر ) يكى مىدانند . م
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 220 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى