تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
يا شايد از روى تصوير ذهنيى كه از اين صحنه قبلا براى خويش ساخته بودم ، هميشه چنين مىپنداشتم كه سنگنبشته‌ها و نقوش برجسته نزديك به وسط كوه ، كه وضع عموميش در اين قسمت از شمال شرقى به جنوب غربى بود ، كنده شده است . ولى چنين نبود . كتيبه‌ها و نقوش در نقطه‌اى مرتفع ، بر جانب تنگ يا آبكند « 1 » بسيار تندى ، كنده شده‌اند كه شكافى عميق در جبههء صخره به امتداد صد متر ، تا روى زمين ، پديد آورده است . اما قبل از آنكه به توصيف بيشتر اين قسمت بپردازيم جا دارد كه به بخش ميانين جبههء كوه توجه كنيم و به بررسى هيئت آن روى آوريم . وقتى كه انسان در برابر صخرهء عظيم بهستان ، مىايستد ، منظرهء جالبى كه چشم را مىگيرد فضاى وسيع تراشيده شده‌اى است نزديك به ميان پايهء كوه كه به كلى از كتيبه و حجارى خالى است . حتى كرپورتر ، چنان كه بايد ، به اين صفحهء صاف نانوشتهء شگرف - كه به علت خالى بودنش از هر نوع نوشته و نقشى و نيز منظرهء ديوار مانندش ، چشمگيرتر است - توجه ننموده است 2 . من بعد از آنكه قسمتى از يك بعد از ظهر را صرف معاينه و بررسى آن كردم ، برايم يقين حاصل شد كه آن را با طرح خاصى براى ثبت رويدادى تاريخى آماده كرده بوده‌اند . بلى ، فضايى به طول قريب صد متر - كه خود آن را به گام پيمودم - و بيش از سى متر ارتفاع را از جبههء كوه كنده بودند تا صفحه‌اى از سنگ براى حفظ سندى تاريخى و مهم فراهم سازند . همين كه آدمى ظاهر اين قسمت را مىبيند و طرح نمايان آن را مشاهده مىكند ، بلافاصله انديشهء اينكه اين سطح صيقلى و هموار ناشى از استخراج سنگ از آن محل بوده باشد از ذهنش زايل مىشود . دو لبهء برآمدهء سنگى ، كه يكى تا حدى از ديگرى بلندتر است ، در دو جانب كنده شده ، تا دسترسى به صفحهء عظيم سنگى را آسانتر سازد ؛ و سايبان پيش آمده‌اى از سنگ در بالا تشكيل داربستى داده ، و صفهء خاكى و سنگى معبرى براى نزديك شدن به اين قسمت از پايين فراهم ساخته است . آرى ، طرح كلى اين نقطه چنين است 3 . اكنون بديهى است كه اين سؤال پيش مىآيد - و همهء كسانى كه اين صفحهء سنگى دست نخورده را ديده‌اند اين سؤال را كرده‌اند - كه « اين صفحه را چه كس ، كى ، و براى چه منظورى تراشيده است ، و چرا اثرى از قلم وقايع‌نگار ميخى نويس بر آن يافت نمىشود ؟ » اهالى آن را « كار فرهاد » مىدانند و جواب آنها احساسات خوانندهء مثنوى عاشقانهء نظامى گنجوى را برخواهد انگيخت و داستان غم‌انگيز
هامش
( 1 ) .gully، مجراى تنگى كه آب در داخل سنگى حفر كرده ، و شيب اطراف آن زياد باشد . م
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 219 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى