آن را به انجام رسانيد .
راولينسن در آن زمان افسر جوانى بود كه بيست و پنج سال داشت ، و مأمور تربيت سربازان ايرانى براى سپاه شاهى بود . هنگامى كه در همدان اقامت داشت رمز خواندن حروف ميخى را ياد گرفته بود 10 . از اينرو ، چون در سال 1835 از طرف شاه به كرمانشاه ، كه حدود شش فرسنگ از محل سنگنبشتهء بهستان فاصله داشت منتقل گشت ، فرصتى عالى براى بررسى آن كتيبه نصيب وى شد .
راولينسن از اين فرصت به بهترين وجه استفاده كرد ، و طى دو سال بعد ، يعنى در 1835 - 1837 ، با به خطر انداختن جان خود ، چندين بار از كوه بهستان بالا رفت ، و توانست ستون اول متن فارسى باستان كتيبه را با دقت و صحت قابل تحسين رونويسى كند و آمادهء انتشار سازد . تقريبا ده سال بعد ، يعنى در 1844 ، بعد از شركت در جنگهاى افغان ، راولينسن بقيهء متن فارسى باستان كتيبه را رونويسى كرد ، و از ترجمهء عيلامى آن ( كه سكايى ، مادى ، و شوشى جديد نيز خوانده شده است ) ، نيز نسخهبردارى كرد . در 1847 كار خود را با تجديد نظر كلى در تمام متن ، و نيز افزودن رونويس متن ترجمهء بابلى كتيبه كه به وسيلهء جوان كردى كه جان خود را به خطر افكنده و از آن كتيبهء تقريبا وصولناپذير اثربردارى كرده بود ، تكميل ساخت 11 .
اينجا جاى آن نيست كه از اهميت فوق العادهء كار راولينسن ، و ارزش اثرات بعدى مبتنى بر آن ، بحث كنيم ، زيرا اين امر بر همهء دانشمندان و محققان معلوم است 12 . متنى كه راولينسن برداشت نيم قرن پيش نسخهبردارى شده بود ؛ و از آن زمان به بعد فرصتى دست نداده بود تا كسى صحت و سقم آن را بيازمايد ، زيرا وى تنها كسى بود كه متن كتيبه را ، همچنانكه بر سينهء كوه است ، مورد مطالعه و بررسى قرار داده بود . از اينرو ، يكى از هدفهاى سفر من به ايران آن بود كه از گرانكوه بيستون بالا روم و بعضى از عبارات مشكوك متن ميخى را از نزديك بررسى كنم .
اما با وقت كمى كه در اختيار داشتم ، تا چه اندازه در اين كار توفيق يافتم مطلبى است كه در فصل بعد بدان خواهم پرداخت .
قبل از آنكه از متن كتيبههاى بهستان سخنى بگويم جا دارد كه مختصرى دربارهء نقوش برجستهاى كه در بالاى آنها بر سطحى به طول شش متر و ارتفاع بيش از سه متر حجارى شده است بيان كنم ، و معلوم سازم كه هر يك از آن پيكرهها نمودار كيست .
شاه ، كه چهرهء اصلى در آن مجموعه است ، كسى جز داريوش نيست . شمايل او قيافه و ظاهرى شاهانه دارد ، و كاملا برجسته حجارى شده است . كمانى در دست چپ دارد و دست راست را ، همچنانكه فرمان محكوميت نه تن اسيرى را كه دست بسته
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: فريدون بدره اى
ص٢٠٨