تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
پديد آمده و بارانهايى كه در اين حفره‌ها جمع شده باعث توسعهء آنها گشته است ، چنان كه چند تا از آنها چنان بزرگ است كه مشت آدمى در آن جاى مىگيرد . هرچند پاها و دستهاى شير از محل شانه و ران قطع شده ، اما تنش تمام و يكپارچه است ، و بر خلاف تصويرهايى كه از زمان فلاندن « 1 » در كتابها چاپ شده است اين توهم را در انسان بوجود نمىآورد كه مجسمه بر اثر شكاف شكسته شده باشد 48 . پس از مطالعهء دقيق مجسمه معلوم مىشود كه شير در آغاز در وضع قائمى قرار داشته و دستهايش صاف و كشيده بوده و تنش از ناحيهء شانه به بعد هيچ انحنايى نداشته است مگر انحناى طبيعى كفلهايش . به عبارت ديگر شير به حال « نشسته » بوده است نه « درازكش » . ران راست آن كوچك‌تر از ران چپ ، و هرچند بىدم است پيداست كه دم در ابتدا در سمت چپ آن جمع شده بوده است ، و اين نكته را از ديدن شكافى كه در آن نقطه قرار دارد مىتوان دريافت . طول مجسمه از سر تا دم در حدود سه متر و نيم ( بطور دقيق 40 ر 3 متر ) است و دورهء كلهء شير تقريبا يك متر مىباشد . و اما راجع به وضع كنونى شير سنگى بايد دانست كه به فاصلهء تقريبا دويست مترى از دامنهء مصلى قرار گرفته است ، و رو به جنوب بودنش شايد بر حسب اتفاق بوده باشد . مسعودى و ياقوت هر دو مىنويسند كه اين مجسمه نزديك يكى از دروازه‌هاى شهر قرار دارد ، و اگر اين نكته را از روى برج گلينى كه نزديك به زمان ما در اين نقطه از جاده ساخته‌اند قياس كنيم ، محتمل است كه روزگارى در محلى كه اكنون مجسمه ديده مىشود دروازه‌اى بوده است ، يا شايد بتوان گفت كه شير سنگى در همين جايى كه هست در مدخل دروازهء ارگ قرار داشته است . دربارهء زمان مجسمه تنها مىتوان به حدس و گمان توسل جست ، و قول مسعودى را كه مىنويسد مجسمه هزار سالى پيش از روزگار او وجود داشته است ، مبناى تخمين قرار داد . بر روى هم من با كسانى كه اين مجسمه را به دورانى بسيار كهن ، حتى به روزگار باستانى فرمانروايى مادها ، نسبت مىدهند همداستانم ، و در اين صورت شير سنگى همدان پيشاهنگ و مقدمهء نقش شير به عنوان نشان پادشاهى ايران است ( كه اكنون بر درفش ملى و رسمى ايران نيز جاى دارد ) . در نزديكى مجسمهء شير سنگى و در قسمت جنوب شرقى ، ساختمان برج - آسايى است كه مردم معمولا آن را برج قربان خوانند ، اما ميرزا ضحاك از ايرانيان هوشمند مرا متوجه اين نكته كرد كه اين برج منسوب به زرتشتيان و به عبارت ديگر از آتشكده‌هاى زرتشتى است . يك روز بامدادان كه از تپهء ارگ فرود آمده بوديم ،
هامش
( 1 ) .Flandin( 1809 - 76 ) ، باستانشناس و نقاش ايتاليايى . آثار معروفش عبارتند از « تحقيق دربارهء حجارى ايران » ، « داستان مسافرت به ايران » ( 1834 - 45 ) ، « آثار باستانى نينوا » ( 1846 - 50 ) ، و غيره . م
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 183 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى