بودن هيئت شير سخن مىگويد ، و از نظر بزرگى جثه آن را به گاوى تنومند يا شترى خفته تشبيه مىكند ، و مىنويسد كه آن را پس از بازگشت اسكندر از خراسان تراشيدهاند ( بنابر روايات ملى بناى شهر همدان را به اسكندر نسبت مىدهند ) و به عنوان طلسمى كه حافظ باروى شهر و مردم آن سامان باشد بر پاى داشتند ؛ و مقدر چنين بود كه تا هنگامى كه شير را بر زمين نيفكنده و نشكسته بودند شهر همدان و مردمش از گزند حوادث در امان باشند . مسعودى گويد كه به خاك افكندن شير نزديك به زمان او هنگامى كه لشكر مرداويج دست به تسخير همدان زد به شرحى كه پيش از اين گفتم 46 صورت گرفت ، و اين دفعه مصيبتى عظيم ببار آورد و آن پيشگويى كه دربارهء شير كرده بودند تحقق پذيرفت . بنابر افسانهء ديگرى كه به قدمت همين افسانه است و ياقوت ( در حدود سال 1220 ؛ - 616 - 617 ه . ق ) آن را نقل كرده است اين مجسمه را بليناس « 1 » به عنوان طلسمى براى محافظت از شر زمستانهاى سخت همدان برپا كرد 47 . اگر اين طلسم و تعويذ مؤثر و مجرب باشد ، تصور اين كه بىآن ، شدت سرماى زمستان همدان به كجا مىرسيد مشكل است ، زيرا همدان يكى از سردترين جاهاى ايران است . از آنجا كه تاريخ صحيح و دقيقى از اين شير و اصل و منشأ آن در دست نداريم ، ناگزير بايد به افسانه و سنت توسل جوييم . اما عامهء مردم اعتقادى عظيم دربارهء آن دارند و به چشم احترام و تكريم در آن مىنگرند ، و تارهاى فراوانى از اوهام و خرافات بر گرد آن تنيدهاند . مادران كودكان خود را وامىدارند كه اين جانور ستبر را نوازش كنند يا رويش را ببوسند .
زنان نازا و عقيم بر جبينش دست مىكشند تا از آفت نازايى برهند و زائران هدايايى از سنگ كه پارهاى از آنها كندهكارى است به عنوان تاج بر سر آن مىنهند يا بر قطعه - سنگى كه زير دهانش قرار دارد مىگذارند .
از نظر هنرى اين مجسمه از دور تا حدى نگرنده را سخت تحت تأثير قرار مىدهد ، زيرا خرابيها و شكستگيهايش پيدا نيست ، و نخستين بار كه من سواره به سوى آن روان بودم ديدن ظاهر طبيعى و جاندارش در من مؤثر افتاد ؛ و اين تأثير را ماسه - سنگ زردفامى كه مجسمه از آن ساخته شده است بيشتر مىكند . شير سنگى داراى سرى بزرگ است و يال آن داراى موجهاى سنگينى است كه ظاهرى طبيعى دارد .
اما تشخيص خطوط واقعى چهرهء آن ، با توجه به وضع فعلى يعنى وضع خوابيدهء مجسمه ، مشكل است ، هرچند چانهء آن مشخص و دو فكش اندكى باز است . سوراخ عميقى كه در پيشانى آنست گشادگى پيشانيش را تباه ساخته است . چهرهء شير را دستهاى آلودهء مردم ، كثيف كرده است ، و از بس زوار بر آن روغن مىريزند پيوسته چرب است . ميان شانهها و در پشت مجسمه هشت سوراخ يا بيشتر به واسطهء سايش
هامش
( 1 ) .Belinas