تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
سخت ارجمندست . باز همين مؤلف در جاى ديگر مىگويد : « و اما آذرجشنسف نار كيخسرو ؛ فانها كانت بآذربيجان ، فنقلها انوشروان الى الشيز . » ( ترجمه ) : آذرجشنسف ، آتشكدهء كيخسرو در آذربايجان بود اما انوشيروان آن را به شيز آورد 30 . مسعودى متوفى به سال 951 ميلادى ( - 340 هجرى قمرى ) در فصل 68 از مروج الذهب هنگام بحث از آتشكده‌هاى مختلف چنين مىنويسد : « و بيت آخر ببلاد الشيز و الران كانت فيه اصنام فاخرجها عنه انوشروان و قيل ان انوشروان صادف هذا البيت و فيه نار معظمة فنقلها الى الموضع المعروف بالبركه و بيت نار آخر يقال له كوسجه بناه كيخسرو الملك » 31 . ( ترجمه ) : آتشكدهء ديگر ( چهارم ) در شهرهاى شيز و اران است . اين آتشكده نخست جايگاه بتها بود ، و انوشيروان آنها را نابود كرد . عده‌اى گويند انوشروان در آنجا آتشگاهى يافت ، و آن را به جايى كه بدان البركه گويند منتقل ساخت ( حوزهء نزديك شيز ) . كيخسرو ( پادشاه كيانى ) در آنجا آتشكدهء ديگرى ساخت كه به نام كوسجه معروف است . نويسنده‌اى كه باز از مسعودى قديم‌ترست يعنى اصمعى « 1 » كه در 831 ميلادى ( مطابق با 216 هجرى قمرى ) در گذشته و از دانشمندان دربار هارون - الرشيد بوده است ، در شرح لشكركشى خسرو پرويز پادشاه ساسانى بر ضد امپراتور بيزانس ( - بوزنطيه ) يعنى هرقل ( 623 - 627 ) چنين آورده است : « ملك ( خسرو ) به رفتن ادامه داد تا به شهر شيز رسيد كه در آنجا آتشكدهء بزرگى قرار داشت كه تا امروز باقى است . خسرو در اين پرستشگاه مدام به دعا و نماز مشغول بود ، و به لشكريانش دستور داد كه در آنجا اردو زنند ، يك ماه در شيز اقامت كرد تا خود و سپاهيانش بيارامند ، و در اين مدت به جمع‌آورى آذوقه و تجهيزات و ساختن بازارها در شهر شيز مشغول بود 32 . طبرى مورخ ( 840 - 923 « 2 » ) در تاريخ خود مىنويسد كه بهرام گور
هامش
( 1 ) . ابو سعيد عبد الملك ابن قريب اصمعى ( 122 - 213 ه . ق ) ، دانشمند و نويسندهء معروف عرب است كه بيشتر با مردم قبايل معاشرت مىكرد . مدتى نديم هارون الرشيد بود . آثارش عبارتند از « كتاب الخيل » ، « كتاب الابل » ، « كتاب الوحوش » ، « كتاب خلق الانسان » ، و غيره . م ( 2 ) . تاريخ زادن و درگذشتن محمد ابن جرير طبرى به ترتيب عبارت است از 224 و 310 ه . ق . م
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 155 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى