« همهء اين سخنان از ابودلف مسعر بن مهلهل « 1 » است و من راست بودنش را بر عهده نمىگيرم ، زيرا از وى داستانهايى مىآورند كه نادرست و دروغ است .
من در اينجا سخنان او را بدان گونه كه يافتهام آوردهام ، و خداوند از همه داناترست .
ديگرى چنين آورده است كه آتش آذرخش 22 در شيز است و آن در نزد مغان آتشكدهاى است ارجمند . هرگاه پادشاهى از ايشان بر تخت مىنشست ، پياده به زيارت آذرخش مىرفت . مردم مراغه و آن سامان اين محل را گزنه مىخوانند و خداوند از همه داناتر است » 23 .
از اين گذشته ياقوت گفتار كوتاه جداگانهاى دربارهء گزن ( كزن ) و آتشكدهء آن دارد و چون اين نكته را با آنچه پيش از اين تصريح كرده و گفته است كه گزن ، گزنا ( گزنه ) شكل فارسى و « شيز » صورت عربى است ، ارتباط دهيم اين نتيجه حاصل خواهد شد كه هر دو محل يكى است ، و بهطور كلى اين نكته را همه پذيرفتهاند 24 ، چنان كه هنگامى كه به اختصار از گزنه ياد مىكند مىگويد :
« كزنا : بالفتح ثم السكون ، و نون : هى بليدة بينها و بين مراغة نحو ستة فراسخ فيها معبد للمجوس و بيت نار قديم و ايوان عظيم عال جدا بناه كيخسرو الملك » 25 .
( ترجمه ) : كزنا به فتح سپس سكون و نون شهركى است كه فاصلهء آن تا مراغه نزديك به شش فرسنگ است . در آنجا پرستشگاهى و آتشكدهاى است مغان ( مجوسان ) را و كاخى بزرگ و بس باشكوه كه شاه كيخسرو بنيان نهاده است .
باز ياقوت ذيل عنوان جزنق چنين گويد :
« جزنق : بالفتح ثم السكون ، و فتح النون ، و قاف : بليدة عامرة بأذربيجان بقرب المراغة ، فيها آثار للاكاسرة قديمة و ابنية و بيت نار » 26 .
( ترجمه ) : جزنق به فتح پس سكون و فتح نون و قاف شهركى است در نزديكى مراغه و در آنجا ويرانهء كاخهاى خسروان ايران باستان و بناها و آتشكدهاى برجاى است .
قزوينى « 2 » جغرافى نويس ايرانى ( در حدود 1263 ميلادى ) تقريبا همين مطلب را كلمه به كلمه دربارهء درياچه و ديوارها و آتشكدهء واقع در شيز تكرار مىكند و سپس مىگويد كه زرتشت از اين شهر آذربايجان برخاسته است :
هامش
( 1 ) . مسعر ابن مهلهل ، معروف به ابو دلف ينبوعى ، شاعر ، سياح ، و معدنشناس عرب در قرن چهارم ه . ق . با هيئتى به چين رفت و از راه هند باز آمد . دو رساله درباب سفر خود نوشته كه ياقوت حموى در معجم البلدان مكرر از آنها نقل كرده است . م
( 2 ) . مراد عماد الدين زكريا ابن محمود قزوينى ( 600 - 682 ه . ق ) ، صاحب كتاب « آثار البلاد و اخبار العباد » در جغرافيا و كتاب عربى « عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات » است . م