« و ينسب اليها زرادشت نبى المجوس قيل انه كان من شيز . ذهب الى جبل سبلان معتزلا عن الناس و اتى بكتاب اسمه باستا » 27 .
( ترجمه ) : و زردشت پيامبر مجوسان به آنجا ( يعنى آذربايجان ) منسوب است ، و گويند كه از مردم شيز بوده است . او به كوه سبلان رفت و از خلق گوشه گرفت و كتابى آورد كه نامش « باستا » ( يعنى اوستا ) بود .
نويسندگان قديمتر ايرانى و عرب نيز از شيز و آتشكدهء نامآورش ياد كردهاند كه من در كتاب زردشت خود ( ص 891 ) به نقل سخنان ايشان پرداخته و اكنون خواننده را بدانجا حوالت مىدهم ، و در اينجا تنها به ذكر مهمترين نكتهها مىپردازم : ابن خرداذبه كه كتاب خود را در 816 ميلادى ( - 201 هجرى قمرى « 1 » ) تأليف كرده است و گفتهاند كه پدرش « مجوس » بوده است در ضمن برشمردن شهرهاى مهم آذربايجان مىنويسد :
« جنزة مدينة ابرويز و جابروان و نريز و ارمية مدينة زردشت و سلماس و الشيز و بها بيت نار اذرجشنس و هو عظيم القدر عند المجوس كان اذا ملك منهم الملك زاره من المدائن ماشيا » 28 .
( ترجمه ) : جنزه ( يعنى گنجه ، مؤلف ) شهر ابرويز ( يعنى پرويز ، مؤلف ) و جابروان و نريز . . . و ارميه شهر زردشت و سلماس و شيز كه آتشكدهء آذرجشنس « 2 » [ ف ] در آنجاست و آن در نزد مغان ( مجوسان ) سخت ارجمند بود و هرگاه يكى از شاهان به تخت مىنشست از مدائن ( يعنى تيسفون پايتخت ساسانيان ، مؤلف ) پياده به زيارت آنجا مىرفت .
همدانى « 3 » كه كتاب خود را در حدود 910 ميلادى ( - 298 هجرى قمرى ) نوشته همين مطلب را در جاى ديگر تكرار مىكند :
جنزه و جابروان و ارمية مدينة زردشت و الشيز و بها بيت نار آذرجشنس و هو عظيم القدر عند المجوس 29 .
( ترجمه ) : جنزه و جابروان و اروميه شهر زردشت و شيز كه آتشكدهء آذرجشنس ( - آذرجشنسف ، مؤلف ) در آنجاست و آن در نزد مغان ( مجوسان )
هامش
( 1 ) . تاريخ تأليف المسالك و الممالك ابن خرداذبه ، به احتمال قوى ، بين سالهاى 230 و 234 ه . ق است . م
( 2 ) . مؤلف به كلمهء آذرجشنس حرف « ف » را بين دو قلاب افزوده است بدين صورت [f]Adharjushnasتا نشان دهد صحيح كلمه آذرجشنسف است . م
( 3 ) . مراد ابوبكر شهاب الدين احمد ابن محمد ابن اسحق ، معروف به ابن الفقيه همدانى ، صاحب « كتاب البلدان » در جغرافياست . تاريخ تأليف كتاب همدانى احتمالا حدود سال 290 ه . ق است . م