شده ، و نيز محتملا با منطبق بودن تخت سليمان با گزنه ( به فتح اول و سوم ) يا گنزهء ( با همان اعراب ) ايرانيان كه در متنهاى قديم يونان و روم گزكه يا گنزكه آمده است ( و من اكنون مىتوانم گنجك مذكور در متنهاى پهلوى را به آنها بيفزايم ) موافقت دارم 15 .
براى بحث در مطلب نخست دلايلى را كه راولينسن براى انطباق خرابههاى شيز قديم با آتشكدهء آذرگشنسب آورده است عرضه مىكنم آنگاه به طرح اين مطلب مىپردازم كه ممكن است آنها را با گنزه ، گنزكه ، گنجك و غيره منطبق بدانيم - چنان كه راولينسن نيز اين عقيده را داشت . پارهاى از شواهدى كه او براى اثبات نظر خود نقل كرده است در كتابى كه من دربارهء زرتشت نوشتهام نيز يافت مىشود .
لكن من اين شواهد را در آن كتاب به منظور ديگرى آوردهام كه ربطى به آنچه در اينجا مورد بحث است ندارد . اما در اينجا به نقل و تكرار مهمترين آنها مىپردازم ، زيرا از نظر موضوعى كه دربارهء آن گفتگو مىكنم ارزش دارد و تصويرى عالى از تخت سليمان در نظر مجسم مىسازد 16 .
نخستين مطلبى كه در اينجا نقل مىكنم ، و راولينسن نيز از آن بهره گرفته است ، از شرحى است كه ياقوت دربارهء تخت سليمان نوشته است . ياقوت مىنويسد كه شيز در ميان كوههايى واقع شده كه از حيث سنگها و مواد معدنى غنى است .
آنگاه به وصف درياچهء تخت سليمان - كه از خاصيت متحجر شدنش ياد كردهام - مىپردازد ، و از بناها ، بخصوص آتشكدهء باستانى آن كه در چهار ديوارى شهر قرار دارد ، سخن مىگويد . عين مطالب ياقوت به شرح ذيل است :
« شيز ناحية بأذربيجان . . . و هى معربة چيس . يقال : منها كان زرادشت نبى المجوس ، و قصبة هذه الناحية ارمية . . . و قال مسعر بن المهلهل . . . و هى مدينة بين المراغة و زنجان و شهرزور و الدينور بين جبال تجمع معادن الذهب و معادن الزيبق و معادن الاسرب و معادن الفضة و معادن الزرنيخ الاصفر و معادن الحجارة المعروفة بالجست . . .
و هذه المدينة يحيط بها سور . و بها بحير فى وسطها لا يدرك قراره . و انى ارسبت فيه اربعة عشر الف ذراع و كسورا من الف فلم تستقر المثقلة و لا اطمأنت . و استدارته نحو جريب بالهاشمى ، و متى بل بمائه تراب صار فى الوقت حجرا صلدا . و يخرج منها سبعة انهار ، كل واحد منها ينزل على رحى ثم يخرج تحت السور . و بها بيت نار عظيم الشأن عندهم ، منها تذكى نيران المجوس من المشرق الى المغرب . و على رأس قبته هلال فضة هو طلسمه و قد حاول قلعه خلق من الامراء فلم يقدروا . و من عجائب هذا البيت ان كانوا يوقدون فيه منذ سبعمائة سنة فلا يوجد فيه رماد البتة و لا ينقطع الوقود عنه ساعة من الزمان . و هذه المدينة بناها هرمز بن خسرو شيرين بهرام بكلس و حجر . و عند هذا البيت ايوانات شاهقة و ابنية عظيمة هائلة . و متى قصد هذه المدينة عدو و نصب
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 151
مساهمون: فريدون بدره اى
ص١٥١