معتنابهى در جهت تپههاى شرقى با گامهاى سنگين به راه افتادم تا بتوانم تخت سليمان را بهطور كامل تماشا كنم ، و انتهاى شمالى آن را نيز بنگرم . در آن هنگام نور براى عكسبردارى مناسب نبود ، از اينرو دو تا از عكسهايى كه برداشته بودم خراب شد .
اما سومى كه قسمتى از ناحيهء مركزى ، بخصوص سقف گنبددار آتشكدهء معروف ، را نشان مىدهد نسبتا خوب از كار در آمد ؛ و هرگاه اين عكس به طرح كلى ( كروكى ) كه ارتجالا از نماى خارجى كشيدهام ضميمه شود ، و اين مكمل آن گردد ، در اين صورت مىتوان يك تصور كلى از تخت سليمان بدان گونه كه من ديدهام حاصل كرد .
حدود ديوارهاى با عظمت تخت سليمان بر من آشكار بود اما احساسى كه از ديدن اين قسمت و ديگر قسمتهاى تخت بر من دست داد ، اين بود كه توصيفى را كه هرودوت از ديوارهاى اكباتان ( - هگمتانه يا همدان ) كرده است نمىتوان با تخت سليمان منطبق ساخت . و عقيدهء كسانى كه آن دو را يكى مىدانند مقرون به صواب نيست .
تا اينجا من از مشاهدات خود سخن گفته و از يادداشتهاى خويش بهره گرفتهام بىآنكه به هيچ يك از مطالبى كه در كتابهاى تاريخ دربارهء تخت سليمان آمده است اشاره كرده باشم . از آنچه سرهنرى راولينسن نوشته است ، نيز به تفصيل بحث نكرده و شاهد نياوردهام ، چه راولينسن مدعى است كه تخت سليمان نمودار اكباتان آتروپاتن ( هگمتانهء آتورپاتكان - همدان آذربايجان ) و محل كرسىنشين قديم ماد است 12 . اگرچه بطور كلى از نظر او در اين باب آگاهى داشتم عمدا از خواندن رسالهء او تن زدم ، و اين كار را پس از بررسى محل تخت سليمان و ديدن شهر همدان انجام دادم . در واقع تحرير يادداشتهاى مربوط به اين فصل را هنگامى تكميل كردم كه با كشتى به امريكا باز مىگشتم ، و پيش از رسيدن به خاك وطن به رسالهء معروف راولينسن مراجعه نكرده بودم . همچنين از خواندن دلايل و براهين جورج راولينسن « 1 » - كه به تلخيص رسالهء برادر خود كوشيده است - چشم پوشيدم و زمانى دست به اين كار بردم كه همدان را ديده و دربارهء آن حكم قطعى كرده و به اين نتيجه رسيده بودم كه آنچه بنابر سنت دربارهء همدان گفتهاند درست است . در واقع اين شهر در محل اكباتانا ( هگمتانه ) قديم قرار گرفته است نه تخت سليمان 13 .
هرچند با نظر سرهنرى راولينسن دربارهء اينكه تخت سليمان محل هگمتانهء قديم است موافق نيستم ( و تنها من نيستم كه با او در اينباره توافق ندارم ) 14 ، يكسره با نظر ترديدناپذير او در يكى بودن تخت سليمان با « شيز » كه در متنهاى تازى ذكر
هامش
( 1 ) .Rawlinson( 1812 - 1902 ) ، مستشرق و مورخ انگليسى ؛ برادر هنرى راولينسن . آثارش عبارتند از : ساسانيان يا امپراتورى جديد ايران ( 1876 ) ؛ تاريخ مصر ( 1881 ) ؛ فنيقيه ( 1889 ) ؛ و غيره . م