شكار مىكنند . با اينهمه مسلمانان گوشت آنها را نمىخورند ، زيرا قرآن اين كار را حرام كرده است . اما ارمنيها كه در اين باره دچار وسواس مذهبى نيستند ، از شكار اين حيوان براى تغذيه عملا سود مىجويند 5 . اوضاع و احوال و به اصطلاح « محيط » اين محل را چون با مطالبى بسنجيم كه دربارهء زندگانى زرتشت در روايات سنتى - يعنى اوستا و منتخبات زاتسپرم و زرتشتنامه و كتابهاى ديگر - آمده است ، حقا اين نكته را محتمل مىسازد كه اين « جنگل نيزار » واقع در جنوب درياچهء اروميه ، دست كم همان ناحيهاى است كه در قسمت منقول از زاتسپرم بدان اشاره شده است - اگرچه نتوانيم محل واقعه را بدقت تعيين كنيم 6 .
ظهر همان روز ، پس از آنكه ناهار را در دارلك خورديم ، من ناگزير از مصاحبت دلپذير آقاى نيسان محروم ماندم ، زيرا براى انجام دادن وظايف تبليغى خود مىبايست به ساوجبلاغ برود . من با حسرت از او جدا شدم و آن روز بعد از ظهر بى او خود را تنها و بيكس احساس مىكردم ، و با اينكه براى تنوع دست از اسب - سوارى برداشتم و به شترسوارى پرداختم و تجربهء تازهاى در اين باره حاصل كردم ، باز همچنان ملول و غمگين بودم . شتر اصيلى كه من بر آن سوار شدم يكى از بهترين انواع شترى بود كه من در ايران ديدهام . اما از آنجا كه اين حيوان سخت بدرفتار بود و كسى كه بخواهد كشتى هامون نورد « 1 » را براند بايد ملاحى آزموده باشد ، با خشنودى از آن فرود آمدم و دوباره بر اسب خود سوار شدم .
كاروان ما شامگاهان به مياندوآب رسيد كه شهرى است داراى چندين هزار جمعيت و اسمى با مسما دارد ، زيرا « ميان دو آب » يعنى رودهاى جغتو « 2 » و تاتائو واقع است . 7 در اينجا يكى از ايرانيان ارمنى كه برايش نامههايى از اروميه آورده بودم به ديدن من آمد و اين ملاقات موجب خشنودى من شد . ضمن آنكه از هر درى سخن مىگفتيم به او گفتم كه تاكنون موفق نشدهام در آذربايجان يكى از زرتشتيان را ملاقات كنم . جواب داد كه اين نكته برايش شگفتانگيز نيست ، زيرا او در ناحيهء مياندوآب تنها يك « آتشپرست » سراغ دارد و آن مرد خويشتن را بابى مىخواند يعنى پيرو همان مصلح مذهبى كه پيش از اين از او ياد كردهام . محتمل است كه اين « بابى » در حقيقت دست از آيين زرتشتى برداشته و به كيش باب گرويده باشد .
اما بيشتر احتمال دارد كه اين كار را براى مخفى كردن دين خود در زير رداى آن مذهب التقاطى ( بابى ) انجام داده باشد تا بدين واسطه از تعاقب و آزار مسلمانان متعصب مصون ماند ، زيرا انكار اسلام در برابر آنان موجب ستمگرى و بيرحمى ، و
هامش
( 1 ) . در انگليسى شتر را مجازا « كشتى بيابان »The ship of the desertمىخوانند . م
( 2 ) . اين رود را امروز « زرينهرود » ، و رود تاتائو را « سيمينهرود » خوانند . م