تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
صورت تلگرامى ايرانى از ميهمان‌نوازى اهالى محل برخوردار شديم . به واسطهء سرماى هوا و بارندگى همه دور چالهء گلدان مانندى كه در كف گلى اتاق حفر شده و محتوى خاكه زغال مشتعل پردودى بود ، گرد آمده بودند . كودك شيرخواره‌اى كه خروسك گرفته بود در آغوش مادرش از فرط سرفه كم مانده بود خفه شود ، و طفل ديگرى كه مبتلا به سياه‌سرفه بود با جان كندن نفس مىكشيد . با اينهمه بقيهء كودكان تندرست مىنمودند و دائم از اتاق به خارج و از خارج به اتاق مىدويدند . گپ مىزدند و بازى مى - كردند در حالى كه زنان سرگرم كار خود بودند . زنان نيز ، مانند مردان ، پيراهنى از كرباس آبى پوشيده بودند . غالبا پاها و ساقهايشان تا زانو برهنه بود و روسرى سرخى بر سر داشتند ؛ روى خود را نپوشانده بودند زيرا زنان روستايى ، بخصوص در ميان كردان رو نمىگيرند ؛ و از آنجا كه اين زنان ارمنى و نسطورى ايرانى بودند در حضور مردان كمتر مقيد بودند و با آزادى بيشترى حركت مىكردند . در ضمن مردان نزديك هم نشسته و به مشورت پرداخته بودند و دربارهء مطلب مهمى كه مستلزم توجه مخصوص بود بحث مىكردند . دسته‌اى از كردها آمده و يكى از دختران جوان ارمنى را با خود برده و با اسير خود در ميان كوهها ناپديد شده بودند . نتيجهء بحث و شور اين شد كه نقشه‌اى براى بازگرداندن دختر يا انتقام از كسانى كه وى را ربوده بودند طرح كردند ، و عرض حالى نيز براى حاكم اروميه فرستادند ؛ اما من هرگز از فرجام كار آگاه نشدم .