جاى داد و در ضمن مراقب تعادل آنها بود . وقتى كه هر دو مفرشبند محكم بسته شد « چاروادار » قوىهيكل ، با مهارت اولى و سپس دومى را به پشت مىگيرد ، و در زير بار سنگين ، لرزان و افتان ، از پلههاى گلى نامساوى پايين مىآيد . بار را از بام به حياط كه در پايين است پايين مىآورد ، و هر لنگه را در يك طرف يابو يا قاطر قرار مىدهد . با سوت و علامت و هل دادن و زور زدن و غرغر و لندلند و كشش و كوشش و سك زدن ، عاقبت بارها را بلند مىكنند و بر پشت چهارپا مىگذارند و آنها را چنان كه بايد ميزان مىكنند . آنگاه نوبت بستن بارها مىرسد . ايرانى در گرهزدن طناب چنان ماهر است كه ممكن است نكاتى در اينباره به ملاحان بياموزد . با اينهمه بار گاهى مىلغزد و كج مىشود ، و بسيار مناسب است كه در پايان روز ، برحسب اينكه بار را چگونه بسته باشند ، انعامى بيشتر يا كمتر به آنها داده شود .
بستن زينها نيز وقت مىگيرد ، زيرا بجز پول ، هر چيزى در ايران بكندى گردش مىكند . همهء افراد بومى دستهء سواران ما از نوكر ، قاطرچى ، راهنما و نگهبانان مسلح ، تنگ اسب خود را از حلقههاى آهنى رد مىكنند و مىبندند . تنها « صاحب » يعنى ارباب بيگانه است كه داراى زين فرنگى سگكدار است . با اينهمه ، تأخيرهاى پياپى جزو برنامهء كار است و چيزى جز تكرار زود ، زود ، تز ، تز ، و به دنبال آن تهديد و سپس وعدهء پول نقره ، كمترين شتابى در حركت پديد نمىآورد .
در ميان چهارپايان كاروان ، تصور مىرود كه اسب صاحب از همهء اسبها بهتر باشد ولى چندان تعريفى ندارد . از آن بهتر اسب سرنگهبان است كه متعلق به خود اوست و از روى غرور ادعا مىكند كه اسب عربى است . يابو معمولا راكب ندارد .
نوكر بر اسب ديگر سوار مىشود و شاگرد يا « چاپار » ( اگر بتوان چنان شخصى را با چنين لقبى تجليل كرد ) بر هر اسب ديگرى كه باقىمانده باشد سوار مىشود . اما تجربه نشان مىدهد كه آخرين كس نخستين كس مىگردد ، زيرا معمولا چاپار موفق مىشود كه از ميان اسبهاى « قراضه » بهترين را براى خود نگاه دارد ، و اگر در اين كار كامياب نشود ، مسافران صرفهاى از عقب ماندن او نخواهند برد . هيچ قطار راهآهنى نمىتواند تندتر از واگون آخرش حركت كند و اگر كاروان سالار يا دستيارش از كاروان عقب بمانند ، مردان و رهبران خوبى نيستند .
سرانجام همه آمادهء حركت مىشويم . تقريبا دو ساعت وقت گذراندهايم .
بيشتر آن به واسطهء تأخير بى جا در حركت تلف شده است . باز فرمان داده مىشود كه زود باشيد ، عجله كنيد . اما پرداخت پول « منزل » شب قبل نبايد فراموش شود .
معمولا دادن انعامى به صاحب « منزل » در حكم انعام دادن به همهء افراد وابسته به
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: فريدون بدره اى
ص١٣٣