تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
از قرار ديگر است . نژاد اسبهاى باهوش عربى عشق آنها را به صحرا پايدار گردانده است و به مختصر تحريك و به اصطلاح « اثرى » كه به آنها بدهيد فرسنگها در دشت چهار نعل مىروند . از اين‌رو بايد اسبها را پيدا كرد و آورد . نايب كاروانسرا پيشكار خود را فرا مىخواند و دستور اين كار را به وى مىدهد ، و او در جواب كلمهء متعارف « چشم » را به كار مىبرد كه معنى آن اين است « چشمم را مىدهم اگر از عهدهء امر عالى برنيايم « 1 » » و آنگاه در تاريكى ناپديد مىگردد . تجربه نشان داده است كه اگر به كسى كه مأمور پيدا كردن و آوردن اسبهاست يك سكهء نقره انعام وعده دهيد ، او اسبهاى مرتد ملعون را به موقع به چنگ مىآورد ، و بدين ترتيب سفر روزانه را مىتوان آغاز كرد . اين وعدهء جالب كافى است كه خدمتكار تنبلى را كه بر زمين دراز كشيده است نيز برانگيزد ، و دومى و سومى و چهارمى هم بر او سبقت جويند . آنگاه هر يك با تأنى ، سستى و خواب‌آلودگى را از خود دور مىكند ، و مىگويد كه آماده است به محض آمدن اسبها آنها را زين كند و جو اضافى بدهد . در واقع يكى از اين جمع اطمينان مىدهد كه چهارپايان در همان نزديكى هستند . پناه بر خدا از اين عبارت « همين نزديكى » كه ممكنست معنى آن نيم ساعت يا يك ساعت يا بيش از صبر و حوصلهء مسافرى باشد كه بيهوده دربارهء سرعت مخصوص امريكاييان در كارها و شتاب تازه‌ترين قطارهاى راه‌آهن شيكاگو مىانديشد . با اينهمه ، زمان انتظار ، با وجود غلبهء تاريكى ، بيهوده سپرى نمىشود . نوكر بسيار شايسته و وفادار ما صفر ، كه به واسطهء همنشينى با مردم مغرب زمين معنى كلمهء « شتاب » را دريافته و نيروى مرموزى را كه در جادوى اين لفظ نهفته است بدست آورده ، لحظه‌اى بيكار نمىنشيند . در يك دم آتش مىافروزد و مهارت او در اين كار به قدر نوميدى كسى است كه به مجموعهء احتراق‌ناپذيرى از هيزم تر و علف و بوتهء خار و محتملا گرده‌هاى تاپاله مىنگرد . دستهاى نامرئى كسى كه در ميان ظلمت ديده نمىشود دراز مىشود « و آب تميز » پيش ما مىگذارد . سماور يا ظرف چاى دم‌كنى روسى كه پيشقر اول سپاه متجاوز تمدن روسى است قبلا به جوشيدن درآمده است . لحظه‌اى بعد كه مشغول بستن زنگالهاى پاى خود مىباشيد صفر وفادار را مىبينيد كه نوعى صبحانه را كه براى چيدن روى كف گلى اتاق آماده است ، برق‌آسا مهيا كرده است . نان عبارت است از ورقه‌هاى بزرگ خمير كه پيش از اين ، هنگام توصيف محصول خارق العاده‌اى كه از تركيب گندم ايران با تنورهاى قديمى ايران نتيجه
هامش
( 1 ) .My eyes are the forfeit if I fail to do your Worship's biddingمعلوم نيست اين تفسير را خود مؤلف استنباط كرده يا به او چنين گفته‌اند . م
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 131 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى