تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
تنبل است و به فكر آينده نيست و در آن واحد پايبند سود خويش است . ليكن هميشه در راه و روش آرام و معتدل خود ملايم و مهربان است . شتربانان قبلا برخاسته و پيش از سپيده‌دم سفر را آماده شده‌اند . درست موقع حركت فرا رسيده است . صداى غم‌انگيز دانگ‌دانگ - نه دينگ‌دينگ ، زيرا تنوعى در كار نيست - از جرسهاى بزرگى كه به شتران و استران بسته‌اند فرياد برمىدارد كه قطار كاروان يا قطار راه‌آهن سريع السير قرن بيستم ايران به راه افتاده است . اما اگر كسى بخواهد با سرعت سفر كند ، از آنجا كه در ايران راه‌آهن نيست ، بايد خود دسته‌اى سوار ترتيب دهد ، چنان كه من دادم ، و گاه ناچار بودم كه استرى و حتى خرى بر خيل سواران خود بيفزايم . اگر مسير مسافر در راه هموارى باشد كه عدهء بسيارى در آن رفت و آمد مىكنند ، مىتوان از اسبهاى پست ( و به اصطلاح چاپارخانه ) استفاده و با « چاپار » حركت كرد . اما بطور كلى در قلمرو « شاه » عجله و شتاب چندان معنى ندارد ، مسافر اگر بخواهد از نگرانى و اضطراب در تأخير حركت پريده‌رنگ نگردد و بر سر خشم نيايد بايد صبر و حوصلهء بىپايان داشته باشد . آفتاب هنوز ندميده است و تيرگى همچنان بر فضاى كاروانسرا حكمفرماست . اتاق خواب كوچكى كه در طبقهء فوقانى يا « بالاخانه » ( اتاق طبقهء بالا را چنين مىخوانند ) قرار دارد با شعلهء لرزان پيه‌سوزى كه با روغن چراغ مىسوزد روشن مىشود يا با شمعى كه مسافر توانسته است پيش‌بينى كند و از بازار آخرين منزلى كه اقامت داشته است بخرد . با اينهمه در تمام اين مدت مردى كه اداره كردن آن مسافرخانهء محقر را به عهده دارد در كنار در تق‌ولق ساكت و خاموش گوش به فرمان ايستاده است . نخستين سؤال شما از او اين است « اسبها كجا هستند ، اسبها حاضرند ؟ « 1 » » علت اينكه بدبختانه بايد صبح زود چنين سؤالى به عمل آيد به مرور زمان بر مسافر عيان مىشود - اگر بتوان گفت كه زمان در ايران ، در ايرانى كه كس را با ساعت سر و كارى نيست ، مفهومى دارد ! غالبا اتفاق مىافتد كه اسبها هنگام شب پنج شش كيلومتر دور تر مىروند و در صحرا به چرا مشغول مىشوند . مگر اينكه انسان از روى احتياط ترتيبى داده باشد كه آنها را ببندند يا درست پابند بزنند . احتمال بروز چنين مشكلى شايد در مورد شتر كمتر باشد زيرا شتربان خسته و فرسوده شتران زشت و بدتركيب را وادار مىكند كه به صورتى انبوه برگرد بارهاى علف خشك حلقه زنند و اين بارهاى علف در حكم مغناطيسى است كه بينى شتر را درست روبروى قطب عليق نگاه مىدارد . اما در مورد اسبهاى بادپاى ايران مطلب
هامش
( 1 ) . عبارت فارسى بين گيومه از مؤلف است كه البته آن را با الفباى انگليسى نوشته . م