كندهاند همان « شمش « 1 » » خداى آفتابست كه در حال بيرون آمدن از دروازهء مشرق است و ديگر خدايان نيز همراه اويند . شمش ( دومين نقش طرف راست تصوير ) چماقى بر شانهء راست خود نهاده و سلاحى به دست چپ گرفته است و پاى چپ خويش را بر فراز پشتهاى نهاده مىخواهد از آن بالا رود . بنابر اين اصول قراردادى تپه را با چند تخته سنگ چهارگوش نمايش دادهاند و در جاهايى كه قرار بوده است ديگر خدايان بايستند ، بر تعداد اين تخته سنگها افزودهاند ، و در آن واحد آنها را زمينهء تزيينى استوانه قرار دادهاند . دو دربان ريشو با موهاى ژوليده و كلاههاى كوتاه دو شاخ دروازهاى را گشودهاند ، و شمش در حال عبور از ميان آن است . در پشت سر دروازهبان دست چپى نيمخدايى كه نامش « اى - بانى « 2 » » است و نيمى از پيكرش آدمى و نيم ديگر پيكر گاوست تمام رخ ايستاده است ، و به هر دو دست درفشى دارد .
باز در پشت سر او و در قسمت ديگر استوانه سه نقش ديده مىشود كه در حال نزديك شدن به خداى آفتابند . نخستين مردى است ، و دومى زنى كه دامن پيراهنش پرچين است و به نظر دكتر وارد بايد همسر خداى آفتاب باشد ؛ و سومى نقش خداى ريشويى است كه ردايى بسيار بلند در بردارد . در جامهء تمام اين مجسمهها نكتهاى است كه توجه همه را به آن جلب مىكنم ، و آن سجاف و حاشيهء لباسهاست كه اختصاص به جامهء بلند ماديها دارد ، و در نقشهايى كه از كمانداران بر سنگ كندهاند ، و ديولافوا موفق به كشف آن در شوش شده است ، و همچنين در نقش كوروش كه بر سنگ كندهاند و در تخت جمشيد است ، به چشم مىخورد . دكتر وارد معتقد است كه قدمت اين نقوش سنگى استوانهاى كه در گوىتپه پيدا شده است ، دست كم به 000 ، 2 سال پيش از ميلاد مىرسد ، و به عقيدهء او اين استوانه « سراپا ساخته و پرداختهء بابليهاست و محتمل است كه در ضمن يكى از فتوحات بسيار قديم آن را به اين سرزمين دور افتادهء منى « 3 » ( به كسر اول و تشديد دوم ) آورده باشند . »
در زير كف پوشيده از ماسهسنگهاى زيرزمينى كه استوانهء سنگى را در آنجا كشف كردهاند چند تكه استخوان يافتهاند ، اما چنان پوسيده بوده است كه نتوانستهاند بهرهاى از آنها برگيرند 18 . آقاى مورهچ مىگفت كه بنابر مشاهدات خودش بسيار اتفاق مىافتد كه در گوىتپه خمهاى سفالين بزرگى كه پر از استخوان
هامش
( 1 ) .Shamash. شمش يا شمس ، خداى خورشيد است كه در بابل و آشور مورد پرستش بود . شمش از معروفترين خدايان نواحى شرق نزديك ، و خداى قانون و نظم و عدالت بوده است . م
( 2 ) .Ea - bani( 3 ) .Minni، اشاره به سرزمين مذكور در تورات ( كتاب ارمياى نبى ، باب 51 ، آيهء 27 ) . م