به مرور دهور روى اين تپهها نشسته و قشر بسته است 13 .
روز ديگر دستهاى براى بازديد از تپهء خاكسترى ديگرى فراهم كرديم و بدين قصد سواره به سوى ترمنى « 1 » واقع در ده كيلومترى مشرق اروميه رانديم . اين تپه رفتهرفته به شكل مخروط در مىآيد ، و به فاصلهء كمى از جايى كه تپه شكل مخروطى به خود مىگيرد ، مىتوان حدودى را كه روزگارى بنياد بنايى كهن بوده است تعيين كرد . ديدن قطعات بزرگ سنگ اهل محل را به تفسير و تعبير وامىداشت .
تعجب مىكردند كه چگونه آن تخته سنگهاى گران را به جاهايى كه قرار داشت بردهاند . در اين تپه چندان كند و كاو نكردهاند اما در حدود پانزده بيست سال قبل كه در نزديك قلهء آن چاهى مىكندهاند ، بتى كه حجمى نسبة عظيم داشته يافتهاند و بدبختانه كارگران بتشكن كه مسلمان بودهاند آن را شكستهاند زيرا قرآن بتگرى را منع كرده است 14 . برفراز تپه در همه جا به مقادير فراوانى خاكستر برخوردم هرچند از حيث وفور به پاى خاكسترهاى ديكاله نمىرسيد . با اينهمه رأى من درين باب مبتنى بر مطالعهء سطح زمين است زيرا اين تپه را مانند تپهء ديگر حفارى نكرده و نقب نزده بودند ، بلكه سطح آن انباشته از سفالهاى شكستهاى بود كه به واسطهء كند و كاوهاى اتفاقى از زير خاك درآمده بود و اهالى محل نمونههاى فراوانى از ظروف سفالينى كه بدين سان از زير خاك درآمده بود داشتند . يكى از اينها كه در عكس مىبينيد ، قسمتى از لولهاش شكسته اما دستهء كوچكش سالم مانده است ؛ و در ديگرى اثرى از مختصر جهدى كه در پرداخت آن نموده و هنرى كه درين باره به كار بستهاند ، به چشم مىخورد ، زيرا دستهء آن را به نحوى شگفت اما دلانگيز پيچ و تاب دادهاند . همچنين ظرف ديگرى يافتم كه چنين مىنمود كه از حيث كهنگى به پايهء نمونههايى كه برگزيده بودم نمىرسد ، زيرا تا حدى به قوريهاى امروزى شباهت داشت ، و لولهء آن داراى سوراخهايى براى صاف كردن بود ، و به اصطلاح در حكم « صافى » بود .
سومين تپهاى كه به مشاهدهء آن پرداختم تپهء « احمد « 2 » » بود كه به فاصلهء اندكى از جنوب شرقى ترمنى قرار گرفته است . در يكى از گودالها بقاياى ظرف نسبة بزرگى كه در روزگار قديم براى حفظ خاكستر مردگان مىساختند ديده مىشد ، و به من گفتند كه گاهى از اين گونه ظرفها كه به بزرگى جثهء انسان است از زير خاك بيرون آمده و استخوانهاى مردگان در آنها ديده شده است 15 . مردم بومى نيز مرا آگاه كردند كه گاهى هنگام كاوش در اين تپههاى خاكستر ، به گورهاى خوشساختى برمىخوردند كه بر روى جايى كه مرده را خواباندهاند ، سنگ لحد نهاده شده است .
هامش
( 1 ) . دهى از بخش حومهى شهرستان رضائيه . م
( 2 ) . مؤلفAhmatنوشته كه بىشك اشتباه و همان احمد است . م