چهار اينچ ( 61 سانتيمتر ) بود » و اين مطلب با آنچه دربارهء به اصطلاح « آجرهاى گبرى » ساختمانهاى زردشتى ( كه من در ديگر جاهاى ايران ديدهام ) نوشتهاند سازگار است 9 .
كارگران در حين حفارى پيوسته قطعات سفالين و گاهى ظروف كامل و مجسمههاى كوچك سفالين سخت سرخ رنگ و سكهها ، و گاه آثار ديگرى كه حكايت از عهدى بسيار كهن مىكند از زير خاك بيرون مىآورند .
نمونههايى كه از ظرفهاى سفالين در دست است معمولا همه از گل سرخ يا قهوهاى رنگ است و عاديترين آنها عبارتست از ديزى گردى كه داراى دستههاى كوچك يا لولهاى مانند لولهء آفتابه مىباشد . اين سفالينهها عموما بىنقش و زيورند ، هرچند معدودى از آنها يا داراى شكل اسب يا انسان هستند كه خشن و ناشيانه رسم گرديدهاند ؛ يا داراى خطوط رنگين و ديگر نشانههاى تزيينى هستند كه بر سطح ظرف نقش شده است 10 . بلندى پارهاى از كوزهها به حدود 61 سانتيمتر يا بيشتر مىرسيد ، و من در عمقى كه حدود هفت متر بود و تا آنجا پايين رفته بودم به يكى از اين كوزهها يا سبوهايى كه داراى دو دسته است برخوردم .
اين كوزه به صورت قائم در خاك فرو رفته اما تا حدى شكسته بود از اينرو آن را از جاى خود حركت نداديم و تنها خرده پارههايى را كه در پيرامون آن بود برگرفتيم ، يعنى چند تكه استخوان ، دانههاى غلهء برشته شده ، و مقدار فراوانى خاكستر . در دهانه و كف هر گودال صدها كوزهء شكسته قرار داشت اما حتى از وجود يك لوح يا استوانهاى كه خطوطى بر آن نوشته باشند و در ميان طبقات خاك و خاكستر يافته شده باشد ، اطلاع حاصل نكردم .
معمولا ، هنگامى كه از اين تپه يا ديگر تپههاى پيرامون اروميه سخن به ميان مىآيد ، مىگويند كه اينها « كاملا از خاكستر است » 11 ، اما با مطالعهاى كه در مورد تپهء ديكاله كردم و از تحقيقاتى كه دربارهء ديگر تپهها به عمل آوردم به اين نتيجه رسيدهام كه خاكستر بودن آنها را بايد نسبى انگاشت . از اينروى مىپندارم كه دكتر وارد هرچند آنها را نديده است اما حق با اوست كه تصور مىكند اين تپهها بيشتر از « خاك رس ممزوج با خاكستر كه املاح شورهدار مربوط به تركيبات آلى آنها را اشباع كرده است » ساخته شدهاند و او از روى يكى از حجاريهاى بابلى نشان مىدهد كه چگونه اين تپهها درست مىشده است 12 . وضع اين پشتهها و تپهها گواهى مىدهد كه برفراز آنها پرستشگاههايى براى پرستش آتش ساخته بودهاند ، و حتى اگر جزئيات عقايد مردم محل را در اين باره بپذيريم باز اين حكم در جاى خود درست و استوار است . مردم محل همگى به اتفاق اين برآمدگيهاى عظيم خاكسترى را نتيجهء تراكم خاكستر آتشگاهها مىدانند و معتقدند كه اين خاكسترها
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: فريدون بدره اى
ص١١٢