تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
مؤثرى اجرا شود آن است كه ذبح حيوانات را در شارع عام منع كرده‌اند ، و در نزديك دروازهء هزاران واقع در شمال شرقى ، كشتارگاهى ساخته‌اند . اما مقرراتى كه مانع از پرتاب كردن برف بام خانه‌ها به كوچه‌ها باشد ديده نمىشود ، و اين كار موجب مىگردد كه گاهى در معابر عمومى راه عبور و مرور سد شود . همچنين از به خاك سپردن مردگان در گورستانهاى داخل شهر ممانعتى به عمل نمىآيد ، و صرفه‌جويى در كار و زمان و مكان سبب مىشود كه از يك گور دو يا سه بار استفاده كنند . فرقى بين زنده و مرده نيست و در اين‌گونه موارد ايرانى از بهداشت بى خبر است . من بخصوص در دهكده‌هاى واقع در نواحى روستايى مشاهده كردم كه مردم براى گورستانى كه در نزديكترين تپهء ده واقع شده باشد مزيتى قائلند و در دامنهء همين تپه‌هاست كه چاه ده را مىكنند . از خيابان اصلى اروميه كه يكراست از ميان گورستانى مىگذرد عبور كردم ، و به هيچ‌رو نمىتوانستم از گورها كناره كنم و سم اسبان غالبا به زمينهاى مجوف قبور فرو مىرفت . در قطعه زمينى كه در آن نزديكى بود عده‌اى سرگرم به‌جا آوردن مراسم كفن و دفن بودند ، و عزاداران هنوز بر گرد گورى كه نيمى از آن را با خاك آكنده بودند جمع بودند . در بالاى قبر لوح سنگى خشنى كه نوشته‌اى بر آن كنده نشده بود نصب شده بود . از قضا اين تنها مراسم تدفينى بود كه من در دوران اقامت خود در ايران ديدم - همان كشورى كه در آن تراكم جمعيت كمتر و نيروى حيات ضعيف‌تر از آن است كه در هندوستان طاعون‌زده سراغ داريم . پس از آنكه يك ربع ساعت ديگر با اسب راه پيمودم در برابر در ساختمان مبلغين مسيحى امريكايى پرسبيترى « 1 » به عنوان ميهمان حضرت دكتر بنجمين لبرى فرود آمدم . در آنجا ميزبان به من خوش‌آمد گفت ؛ قدر مهمان‌نوازى را در چنان حالى كسى مىداند كه خسته و مانده و كثيف و گل‌آلوده و سرمازده با حال زار شش روز به سختى گذرانده و رنج « راه » را در ميان برف و گل و شل و طوفان بر خود هموار كرده باشد 6 . به فاصلهء دو ساعت پس از ورود من ميزبان مقدمات كار را ترتيب داده بود تا همان روز بعد از ظهر بتوانم نخستين بار در ميان تپه‌هاى خاكسترى به تحقيق علمى پردازم ، و من به اين قصد با ميزبان و پسرش تفرج‌كنان به « ديكاله « 2 » » كه بزرگترين تپهء نزديك شهر است رهسپار شدم . بيش از ده دوازده تا از اين تپه‌ها درست در كنار اروميه قرار گرفته است و مىگويند كه شصت و چهار تا از اين تپه‌ها در پيرامون
هامش
( 1 ) .American Presbyterian Mission. پرسبيترى طريقه‌اى است در ادارهء كليسا ، كه در آن ادارهء امور به دست هيئتهايى از روحانيون و مسيحيان عادى انجام مىگيرد . اين نظام در قرن شانزدهم در انگلستان ، مخصوصا اسكاتلند ، رواج يافت . م ( 2 ) . دهى در حومهء شهر رضائيه ( اروميهء سابق ) ، در دو كيلومترى شرق آن . م
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 110 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى