هنگامى كه نخستين بار از اروميه ديدن كردم ، اواخر ماه مارس ( اوايل فروردين ) بود ، و اثرى حاكى از بذرافشانى و درو پديدار نبود . برفها شروع به آب شدن كرده بودند و دشت پوشيده از سيلابى بود كه جاهاى پهناورى را مبدل به دريايى از گل و لاى كرده بود . ما مىبايست ، با نوميدى و دلشكستگى ، از ميان مردابها و باتلاقها آهسته با اسبان خود بگذريم ؛ و اين كار نيازمند آن بود كه راهنماى ما به صداى زير و بلند آواز بخواند ، كه همين كار را مىكرد و من زبان به تحسين او مىگشودم و فرياد مىزدم « خيلى خوب » ، و قصدم اين بود كه غبار ملال از صفحهء خاطر بزدايم و چارپايان خود را كه در ميان گل و لاى دست و پا مىزدند و راه خود را به زحمت مىگشودند دلير كنم . وقتى كه مىخواستيم از سوى شمال داخل شهر شويم در جايى نزديك دروازهء « بالو » از يك قطار شتر عكس گرفتم كه اگر نظرى بدان افكنيد آثارى از راه پر گل و لاى را خواهيد ديد . شتران در قطارى به دنبال هم ، در حالىكه زنگهاى سنگينشان نوايى غمانگيز مىنواخت ، به سوى كاروانسرايى روان بودند كه مىبايست در آنجا بار افكنند . من به اين شترانى كه در كنار شهر زرتشت ديده مىشدند دل بستم ، زيرا آوردهاند كه نام اصلى آن پيامبر كه « زر - ثوشتره « 1 » » مىباشد به معنى نوعى شتر ( اشتر ) است 4 .
در پيرامون اروميه باروئى به شعاع پنج كيلومتر كشيدهاند كه داراى هفت دروازه و خندقهايى است كه در جاهايى كه بيشتر ممكن است در معرض هجوم قرار گيرد ، كندهاند . در واقعهء فراموش نشدنى سال 1880 ( 1297 - 8 ه . ق ) كه كردها به اروميه تاختند ارزش اين سد دفاعى مضاعف ( يعنى ديوار و خندق ) به خوبى معلوم گشت . اين نوادگان « كردوچى « 2 » » هاى قديم روستاهاى پيرامون اروميه را به باد غارت گرفتند و سوختند و ويران كردند ، و تنها پس از كشته شدن مردمى بيشمار و تباه گشتن مالى بسيار بود كه توانستند آنان را بجاى خود نشانند 5 .
هنگامى كه به شهر اروميه وارد مىشويد در خود همان حالى را حس مىكنيد كه از ديدن غالب شهرهاى ايران به شما دست مىدهد . پارهاى از كوچهها نسبتا پهن است ، و در بعضى جاها كوشيدهاند تا آنها را با قلوهسنگهايى كه از بستر رودخانه بدست مىآورند ، سنگفرش كنند . شهر ، گندابرو ندارد ، جز اينكه از نهرهاى منشعب از رودخانه و خندق براى ريختن فضولات بهره مىجويند . و هم در اين آبهاست كه زنان به رختشويى مىپردازند . با اينهمه يكى از نشانههاى اميد بخشى كه ديدن آن نويد مىدهد كه ممكن است روزى مقررات بلدى بهترى وضع و با قدرت
هامش
( 1 ) .Zarathushtra( 2 ) .Carduchiكردوچى يا كردوكها نامى است كه نخستين بار گزنفون ، سردار و مورخ يونانى ، در كتاب آناباز به كردها داده است . م