نيامده است و اينكه « آنكتيل - دوپرون « 1 » » پنداشته است كه نام اروميه را در دعاى زرتشتى « اريمه ايسهيو « 2 » » باز يافته خطاى محض است 2 . هرچند ، چنان كه در فصل پيش گفتيم ، محتمل است كه نام كنونى آن « اور - مى ، او رو - ميه » كه جزء اخير آن را مردم محلى به معنى « ماء » ( آب ) مىگيرند بطرزى سخت دور از ذهن لغت و صفت اوستايى « اوروى - آپه « 3 » و او رو - آپه « 4 » » ( داراى آب شور يا گرم ) را كه در پارهاى از متنها به آن نسبت دادهاند ، در خود حفظ كرده و جاويد گردانده باشد 3 . بيشتر مردم اروميه ، بخصوص نسطوريان ، اين شهر را اورمى و ايرانيان بطور كلى اروميه يا ارميه مىخوانند و حال آنكه در كتابهاى اروپايى اين اسم را به صورتهاى :
Urumia , Urumiyyeh , Ouroomiah ,
و شكلهاى ديگر ضبط كردهاند .
از نظر وضع جغرافيايى شهر اروميه اين نيكبختى را دارد كه در دشت بارور « بهشت ايران » واقع شده و هوايش سازگار است ، اگرچه گاهى ، پس از زمستان بسيار سرد ، بشدت گرم مىشود . رودخانهاى كه از جنوب شهر مىگذرد و نهرهاى پرآبى كه از آب شدن برف كوههاى كردستان واقع در مغرب تشكيل مىگردد ، منبع سرشارى از آب براى اروميه ، و تسهيلات فراوانى براى آبيارى زمينها ( جز در تابستانهايى كه هوا به نهايت گرم است ) فراهم آورده است . راست است كه اين شهر در 1879 ( 1296 - 7 ه . ق ) دچار قحط سالى شد اما اين بلا در آن سال بر قسمت اعظم ايران فرود آمده بود . كشت و زرع مرتب و منظم در ساليان اخير يارى فراوانى به دفع خطر مجدد قحط و غلا كرده است . در تابستان در ديها و باغهاى پيرامون شهر به شعاع چندين فرسخ خيار و خربوزه به حد وفور به عمل مى - آيد ، و باغهاى ميوه از سيب و گلابى و هلو و گوجه و زردآلو و به و گيلاس و توت آكنده مىگردد ، و انگورى كه در تاكستانهاى اروميه بدست مىآيد عالى و از اين حيث ضرب المثل است . جو و گندم و ارزن و برنج از جمله محصولاتى است كه در كشتزارها مىرويد ، و ساليان متمادى است كه كشت تنباكو در آن سامان معمول است . اما اين تنباكو از نظر جنس بيشتر براى « چپق » مناسب است تا قليان ، و مردم محل براى كشيدن قليان تنباكوى شيراز به كار مىبرند .
هامش
( 1 ) .Anquetil - Duperron( 1731 - 1805 ) ، مستشرق مشهور فرانسوى .
وى زبانهاى شرقى را فرا گرفت ، به زبان و مذهب قديم ايران علاقهمند شد ، و تصميم بگردآورى آثار مستند زردشت گرفت . معروفترين اثرش ترجمهء فرانسوى اوستا است كه در 1771 انتشار يافت ، و آن اولين ترجمهء اين كتاب به زبانهاى اروپائى است . م
( 2 ) .Airyema Ishyo( 3 ) .uruy - apa( 4 ) .urv - apa