خواهم گفت .
نخست در راه از شهرهايى كه چيزهاى ديدنى نداشت چشم پوشيديم و از كنار آنها گذشتيم و به نخستين شهرى كه درآمديم خارك « 1 » نام داشت . در آن شهر چاهى است مانند چشمه كه تالافتيمانى « 2 » ايشان يعنى كشيشهاى ايشان از آن مراقبت مىكنند و براى درمان بيمارى برص بسيار سودمند است .
زيرا در آن هنگام مردى فرانسوى با چند تن خادم و راهنماى مغربى از آن راه مىگذشت و دچار پيسى شده بود و شنيديم كه مىخواست به آنجا برود و در آن آب شستوشو كند و من خود هنگامى كه در آنجا بيتوته كرده بودم از خواص آن آب مطالبى مهم شنيدم . « 3 »
شهر خارك شهرى است كوچك اما راه عبور و مرور مسافران است زيرا همهء كسانى كه به سوى درياى سرخ « 4 » مىروند از آن مىگذرند . مقصودم از درياى سرخ ، خليج فارس « 5 » است . در اين دريا جزيرهاى است كه شهرى به نام هرمز « 6 » در آن قرار دارد و فاصلهاش از سرزمين اصلى [ ايران ] بين 18 الى 20 ميل است .
هرمز شهرى است بزرگ و پرجمعيت كه آب نوشيدنى آن فقط از چاهها و آبانبارها بدست مىآيد و مردم هنگام بىآبى ، آب و غله را از سرزمين اصلى ايران مىآورند . مردم اين شهر خراجگزار شاه حسن بيگند و صنعت مهمشان ابريشمبافى است ، بازرگانانى كه از هندوستان به ايران يا از ايران به هندوستان سفر مىكنند
هامش
( 1 ) .Chuerch( 2 ) .Talaftimanni( 3 ) . راموزيو مىنويسد : « هنگامى كه من هنوز در آن كشور بودم مردى ارمنى آمد تا مقدارى از آن آب فراهم كند و اين مرد را پادشاه قبرس مدتى مديد پيش از آنكه من به ايران سفر كنم بدانجا فرستاده بود و زمانى كه من هنوز در آنجا بودم آن مرد با مقدارى آب كه در قمقمه حلبى ريخته بود دو ماه پس از ورود من به تبريز به آن شهر بازگشت . دو روز نزد من ماند و سپس عازم قبرس شد . وقتى كه مراجعت كردم همان قمقمهء آب را ديدم از تيرى آويخته و اين تير را در خارج از ساختمانى كه شبيه برجى بود برپا كرده بودند و مردم از بركت آن آب از آفت ملخ مصون مانده بودند . در آنجا نيز چند پرندهء سياه و سفيد ديدم كه مرغ محمد خوانده مىشدند و اين پرندگان دستهدسته مانند سار پرواز مىكنند و هرچه ملخ ببينند نابود مىگردانند . مردم آن كشور ادعا مىكردند كه هرگاه اين پرندگان از آن آب در جايى سراغ كنند به سوى آن پرواز مىنمايند » .
( 4 ) . در متنRedde Seaكه همان بحر احمر يا درياى سرخ است . - م .
( 5 ) .Sinu Persicoكه لفظى است لاتينى به معنى خليج فارس . - م .
( 6 ) . در متنOrmuosكه همان هرمز بايد باشد . - م .