تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
ديار آزادى و عدالت فراوان برقرار است . و اما دربارهء كالاى بازرگانى ، شنيده‌ام همهء سوداگرانى كه به آن سامان مىروند متاع خود را در كاروانسرا عرضه مىكنند تا گماشتگان ديوانى آنها را بنگرند . اگر چيزى در خور خاقان يافتند و پسنديدند معادل ارزش آن ، چيزهاى ديگر به بازرگان بدهند ، و بقيه كالاها را در اختيار بازرگان باقى گذارند تا بفروشد . مختصر پولى كه در آن ديار رايج است از كاغذ است « 1 » كه هر سال آنها را تجديد چاپ مىكنند : در پايان هر سال پولهاى كاغذى كهنه را به ضرابخانه مىبرند و معادل آنها پول نو مىگيرند و با اين همه در ازاى آنها صدى دو سيم ناب مىدهند و سپس پول كهنه را در آتش مىافكنند . اما زر و سيم را به وزن مىفروشند و از اين فلزات نيز سكه‌هاى بزرگ مىسازند . مىپندارم كه اين ختاييان كيشى ديگر دارند ، اگرچه بعضى جغتاييان و ديگر كسانى كه از آنجا آمده‌اند مىگويند كه ايشان مسيحيند ، زيرا وقتى كه پرسيدم از كجا مىدانند كه ايشان نصرانيند پاسخ دادند كه در كليساهاى خود تنديسها و تصويرهايى دارند مانند آنچه شما عيسويان داريد . هنگامى كه در تانا بودم آن سفير نزد من ايستاده بود كه پيرزنى از كنار ما گذشت . زنى بود ونيزى به نام نيكولو ديدو « 2 » كه گاه پيراهن بلند نخى كه آسترش از حرير بود با آستينهايى گشاد به طرز جامه‌هايى كه در قديم در ونيز بر روى بالاپوش پوستى مىپوشيدند بر تن داشت با شالى كه بر دوش افكنده و كلاهى حصيرى كه يكى يك پول است بر سر نهاده بود . سفير از ديدن آن زن حيرت كرد و به من گفت : اين طرز لباس پوشيدن ازان ختاييان است و جامهء روحانيان ما نظير جامهء روحانيان شماست . در آن كشور انگور بدست نمىآيد زيرا سرزمين ختا سخت سرد است اما انواع ديگر خوردنيها به قدر كافى يافته مىشود . اين مطلب و ديگر مطالب گوناگون را كه در اينجا از ذكر آنها مىگذرم ، از گزارش سفير تاتارستان و از آشنايان او دربارهء ايالت ختا شنيدم . من شخصا بدانجا نرفتم بلكه به تبريز بازگشتم و چون پيش از اين از راههاى شمال شمال شرقى سخن گفته‌ام ، اكنون از راه مشرق جنوب شرقى برايتان سخن
هامش
( 1 ) . مراد همان « چاو » است . - م . ( 2 ) .Nicolo Diedo
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 94 | جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى / منوچهر اميرى