تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
خود كشته‌اند . از آنجا كه تبريز پايتخت سراسر شاهنشاهى ايران است چنين مىنمايد كه بايد سخنى چند دربارهء آن بگويم . « 1 » اين شهر در دشتى پهناور واقع است كه در نزديكى چندين تپه قرار دارد و مجاور مكانى مرتفع است كه در گذشته دژى كهن در آنجا ساخته بودند و اكنون ويرانه‌هايش برجاى است . محيط شهر اگرچه حصار ندارد پانزده ميل بلكه بيشتر و به شكل مستطيل است . از محلى به نام نسا « 2 » تا دروازهء شهر كه از آنجا به قزوين مىروند به مسافت يك روز كوتاه راه است ، اما در اين فاصله باغهاى بيشمار و فضاهاى باز به چشم مىخورد . تعداد كوچه‌هاى تبريز چهل و پنج است . در هركدام صفى از درختان ديده مىشود ، چنان كه مىتوان گفت كه هر كوچه باغى است . هواى شهر در زمستان و تابستان سازگار است . ميوه‌هاى تبريز از خوبى و شادابى بهتر از ميوه‌هاى هر جاى ديگر است . اين شهر شهرى است بازرگانى زيرا از سراسر كشور كالا و كاروان به آنجا وارد مىشود ، اما جنگ لطمهء فراوان به تجارت آن زده است زيرا فى المثل در گذشته دوبار ابريشم - كه در ايران فراوان است - چهارصد اسكوين « 3 » مىارزيد ، اكنون فقط دويست اسكوين . حالا به بارى كه از راه هرمز وارد مىشد توجه چندانى نمىشود زيرا در گذشته اين راه از حلب مىگذشت كه اكنون رفت‌وآمد در آن صورت نمىگيرد . اين امتعه همچنان از راه خشكى به قسطنطنيه و از آنجا به ملداوى « 4 » حمل مىشود و در لهستان و دانمارك و سوئد و ديگر جاها پخش مىگردد ، ولى هزينهء اين كار چندان گزاف است كه با وجود خطر ، سودى اندك از آن حاصل مىشود . اين مطلب را هنگامى كه در تبريز بودم از ارمنيها ، و بعد ، در طرابلس از اين و آن شنيدم . بازار تجارت همچنان در تبريز كساد بود تا آنكه يكى از نجباى انگليسى به نام آقاى طامس « 5 » از مردم لندن به عنوان سفير ملكهء انگلستان با مقدار فراوانى
هامش
( 1 ) . نگاه كنيد به سفرنامهء آنجوللو . ( 2 ) .Nassa( 3 ) .Sqquin( 4 ) . در متنBogdaniaو در حاشيهء گرىMoldavia. ( 5 ) . الكوكAlcockeيا آنتونى جنكينسونAnthony Jenkinsonكه در سال 1561 م . [ 968 / 969 ه . ق . ] با نامه‌اى از طرف ملكهء اليزابت به دربار شاه طهماسب آمد .