پارچه از راه مسكو به تبريز وارد شد . پس از آنكه مرد ، فرمانرواى شيروان كالاهاى او را هرچه بود مصادره كرد ، همراهانش ناچار پولى فراوان خرج كردند تا توانستند آن كالا را بازيابند . ازاينرو به ادامهء دادوستد و رفتوآمد با اين كشورها نبايد اميدوار بود .
در سرزمين خراسان پارچههاى ابريشمى بخصوص مخملهايى تهيه مىشود كه از نظر نفاست همانند پارچههاى ساخت جنوا است . در ديگر جاها حرير دمشقى مىبافند اما نه به جلا و لطافت پارچههاى ايتاليا .
در كشور ايران بجز معدن آهن ، كانيهاى ديگر ، مانند سيم و زر و مس ، يافته نمىشود . ازاينرو كسانى كه از عثمانى نقره مىآورند آن را با سود بيست درصد ، و طلا را با سود چهارده يا پانزده درصد ، و مس را به سود هيجده و گاه بيست درصد مىفروشند . راست است كه اين قيمتها گزاف است ولى علت آن اين است كه صدور فلزات از ايران ممنوع است .
اين پادشاه بر خلاف رؤساى ديگر كشورها هيچ يك از اقلام درآمد خود را با وضع عوارض و ماليات « 1 » تأمين نمىكند ، بلكه از طريق وصول يك ششم محصولات كشاورزى و غلات و ديگر رستنيها و انگور و محصولات مراتع ، بدست مىآورد .
سالانه بابت يك هزار « عشر « 2 » » زمين ، سى و شش سكهء طلا مىگيرد كه اندكى بيشتر از چهار اسكوين طلاست . عشر ، مقياسى است كه دهتاى آن به كشتزارى عادى تعلق مىگيرد . ازاينرو هركس بابت هر زمينى كمتر از نيم دوكات مىپردازد و از هر خانهاى پنج درصد مال الاجاره وصول مىشود . مسيحيان در پارهاى از نواحى پنج و در برخى جاها هفت و در بعضى مكانها هشت دوكات بابت هر خانوار به نسبت آبادانى و ثروت شهرستانى كه در آن بسر مىبرند ، مىپردازند . شاه بابت هر گلهاى كه عبارت از چهل گوسفند باشد خراجى از قرار سالانه پانزده بيستى « 3 » مىگيرد كه
هامش
( 1 ) . در متنdutiesكه به انگليسى به هر دو معنى عوارض و ماليات است . - م .
( 2 ) . در متنArchiكه همان « عشر » معمول در ايران بوده است . دربارهء انواع و اقسام خراج و ماليات و عوارض معمول در ايران در دوران سلسلههاى مختلف رجوع شود به مالك و زارع در ايران ، نوشتهء آن ك . س . لمتون ، ترجمهء م . اميرى ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1339 ه . ش . ، تهران . - م .
( 3 ) .Bisti