ايران اين سلاح را با چنان سهولتى به كار مىبرند كه مانع كمان كشيدن و شمشير آهيختن ايشان نمىشود . شمشير را از قاچ زين مىآويزند و به هنگام ضرورت دست به آن مىبرند يعنى تفنگ را در پشت مىگذارند تا مانع از به كار بردن ديگر سلاحها نشود .
اسبان را چنان نيك تربيت كردهاند و چنان خوب و زيبا هستند كه نيازى به وارد كردن اسب از ديگر كشورها نيست . اين نظم و ترتيب از زمانى برقرار شد كه سلطان بايزيد « 1 » گريخت و به ايران پناه آورد و تعدادى اسب نژادهء تازى و قرهمانى همراه خود آورد . اين اسبها را در سراسر كشور پراكندند و بعدها هنگامى كه بايزيد را به فرمان سلطان كشتند هزار رأس اسب و ماديان از نسل آنچه او آورده بود در ايران وجود داشت . ازاينرو اسبانى بدين خوبى هرگز ديده نشده و حتى سلطان عثمانى مانند آنها را بدست نياورده است . بايزيد سى عرادهء توپ نيز به ايران آورد كه آنها را به سن ماركو « 2 » در حوالى درياى مازندران فرستادند ، اما چندان پول و ديگر غنائم با خود نداشت .
قدرت شاه در اين نهفته است كه باعث شده روستاهاى واقع در دو سوى مرز ايران و عثمانى به مسافت شش روز راه ، ويران گردد و هر دژى واقع در آن سامان خراب شود تا از اين راه خود را بر ضد عثمانيان نيرومند كرده باشد و آنها تمايلى به تسخير و تصرف آنها نيابند .
اكنون به بيان روابط و تفاهم ميان شاه و شهرياران كشورهاى مجاور مىپردازم .
هامش
( 1 ) . بايزيد فرزند سلطان سليمان پس از آنكه در سال 1556 [ 964 ه . ق . ] بر ضد پدر شوريد به دربار شاه طهماسب پناه برد و او نخست وى را بلطف پذيرفت اما پس از آنكه دربارهء او بدگمان شد فرمان داد تا پيروانش را پراكنده كردند و كشتند و خود بايزيد را به زندان افكند . سليمان هرچه مىتوانست كوشيد تا بايزيد را بچنگ آرد اما طهماسب بدين كار رضا نمىداد ليكن بعدا در مقابل گرفتن مبلغى هنگفت شاهزاده را تسليم كرد و در نتيجه بايزيد را با چهار پسرش خفه كردند ( از :Augerius Busbequius Legationis Tureieae , epist . 4) [ حقيقت اين است كه بايزيد با برادرش سليم بر سر كسب تاج و تخت به جنگ پرداختند و بايزيد شكست خورد و به ايران گريخت و سپس شاه طهماسب او را تسليم برادر كرد و بايزيد بقتل رسيد . ر . ك . دايرة المعارف فارسى مصاحب ، تحت مدخل سليمII( 2 ) .San Marco