تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
چنين مىنمايد كه به حد كافى از دربار شاه سخن گفته‌ام ، پس اكنون مىپردازم به بيان سپاه و دولت و دستگاه حكومت و مراكز ولايات و كسب و كار مردم . كشورى كه ازان شاه ايران است از مشرق محدود است به هندوستان كه واقع است در ميان رود گنگ و سند ، از مغرب به رود دجله كه ايران را از بين النهرين جدا مىكند و اكنون دياربكر خوانده مىشود و تا مرز بابل كشيده شده است و به رود فرات مىپيوندد « 1 » و سپس هر دو رود در يك بستر از بصره « 2 » مىگذرد و در سمت جنوب به خليج فارس مىريزد ، از شمال محدود است به درياى مازندران كه درياى باكو نيز نام دارد و نيز محدودست به تاتارستان - ختاى بزرگ « 3 » . در كشور ايران نواحى ذيل متعلق به شاه كنونى است : شيروان « 4 » ، سرزمين باستانى مادها ، ارس ، نزديك ارمنستان بزرگ ، خراسان ، يزد « 5 » ، هرات « 6 » ، دياربكر « 7 » و گيلان « 8 » كه اكنون به سبب شورش مردم آن سامان دچار هرج‌ومرج است . كشور ايران داراى پنجاه و دو شهر است كه مهم‌ترين آنها تبريز پايتخت همهء مملكت است ، قزوين ، خراسان ، نخجوان « 9 » ، شماخى ، و ديگر شهرها را نام نمىبرم . بايد بگويم كه هيچ شهرى در ايران نيست كه حصار داشته باشد ، همه گشاده است . بناها محقر است و خانه‌ها از كاهگل ساخته شده است و مسجدى يا چيز ديگر نيست كه شهرها را زينت بخشيده باشد اگرچه محل و مكان آنها به‌طور كلى زيباست . راهها ناخوشايند است زيرا يا پوشيده از گردوخاك است يا گل‌ولاى ، كه
هامش
( 1 ) . و از اينجا به بعد شط العرب خوانده مىشود [ و امروز اروندرود مىخوانيم ] - م . ( 2 ) . در متنBolsoraو در حاشيهء گرى بصره . ( 3 ) .Tartary of the Great Cattai( 4 ) . در متنSunanو در حاشيهء گرى شيروان . ( 5 ) . در متنChiessenو در حاشيه يزد . ( 6 ) . در متنCheriو در حاشيه هرات [ هرى ] . ( 7 ) . در اين روزگار ديگر دياربكر ازان ايران نبود . ( نوايى ) ( 8 ) . در متنGilariو در حاشيه گرىGhilanنوشته است . ( 9 ) . در متنNaesimenو در حاشيه نخجوان .