كار سفر را مشكل مىكند .
در ايران غله فراوان است و عموما دشتها زيباست . در روستاها بنا بر رسم و عادت ، كشتزارها را آب مىدهند . يك هفته اين مزرعه و هفتهء ديگر مزرعهء ديگر را ، و بدينگونه آب كافى به غله و مو مىرسد . به علت كميابى آب در بلنديها و ديگر جاهايى كه نمىتوان آب به آنها رساند ، عليق مىكارند . احشام نيز فراوان است بخصوص گوسفندانى بىاندازه بزرگ مانند آنچه من در تبريز ديدم ، وزن دنبهء آنها هركدام ده بيستى « 1 » و حتى ده باتورايى « 2 » مىشد كه به وزن ما معادل نه پاوند است .
با اين همه خواربار در ايران بايد بسيار فراوان باشد ، زيرا هيچ يك از ملتهاى دنيا بهقدر ايرانيان نمىخورند : هركس از پير و جوان روزى چهاربار دست به خوردن مىبرد و گوارايى و خوبى آب ، هضم غذا را آسان مىكند .
در شهرها و شهركها تزيينات فراوان به كار نمىرود . همه روى زمين مىخوابند ، كسانى كه سرشان به تنشان مىارزد تشكى روى فرش مىاندازند و ديگران روى گليمى ساده مىخسبند .
زنان غالبا زشتند اگرچه رفتار و سلوكشان عالى است ، اما از حيث ظرافت آداب و عادات به پاى خاتونهاى ترك نمىرسند . پيراهن ابريشمى در بر و چادر بر سر مىكنند و چهرهء خويش را مىگشايند . گوهر و مرواريد بر سر مىزنند ؛ از اينرو در آن ديار مرواريد خريدار فراوان دارد ، اين رسم ديرى نمىگذرد كه معمول شده است .
عشق و احترامى كه مردم ايران به شاه دارند علىرغم آنچه پيش از اين دربارهء شاه طهماسب گفتم - و اين انديشه را در سر پديد مىآورد كه بايد مردى منفور باشد - باورنكردنى است ، زيرا مردم او را نه همچون شاه ، بلكه مانند خدا ، مىپرستند زيرا از سلالهء على [ ع ] است كه بزرگترين مايهء عشق و احترام ايشان است . كسانى كه دچار بيمارى يا گرفتار دشواريند آنقدر كه به دعا از شاه يارى مىجويند ، از خدا ياورى نمىطلبند . در راه شاه نذر و نياز مىكنند . برخى از مردم به بوسيدن آستانهء كاخ او مىروند . خانوادهاى خوشبخت است كه بتواند قماش يا
هامش
( 1 ) .Bisti( 2 ) .Batturai