به پول ما معادل سه دوكات مىشود ، اما بابت احشام نر چيزى نمىپردازند ، ولى بابت هر ماده گاو در سال به پول ما دو دوكات وصول مىشود ، و بدين منوال ديگر چيزها . اينهاست درآمد شاه كه مىگويند بالغ بر سه ميليون سكهء طلا در سال است . هزينهء كشور كه در واقع خزانهدارى مىپردازد بسيار اندك است زيرا شاه فقط متعهد است كه مزد پنج هزار سرباز موسوم به قورچى را بپردازد . ايشان پاسداران شاه هستند و از ميان بهترين و زبدهترين مردان كشور برگزيده مىشوند . اما شاه طهماسب به اين قورچيان پول نقد نمىپردازد بلكه جامههاى خاص به سپاهيان ، و اسبانى - كه هرقدر بخواهد قيمت برايشان تعيين مىكند به عنوان عطيهء ملوكانه مىدهد ؛ البته اينها را به رسم مساعده بشمار مىآورد .
شاه طهماسب صاحب يازده پسر است كه هركدام را دربارى جداگانه و باشكوه است . اما كسى نمىداند كه شاه به هريك از فرزندان خود چه مقدار پول مىدهد . در ايران پنجاه سلطان « 1 » هست كه همهء سپاهيان كشور را اينان آماده مىكنند ، زيرا مملكت به پنجاه قسمت تقسيم شده است و ادارهء آنها در دست اين اميران است ، بجز قسمتى كه شاه و فرزندانش مستقيما بر آن فرمان مىرانند . هر يك از اين فرماندهان سركردگى پانصد تا سه هزار سوار را بر عهده دارد . از تيولهايى كه به اينان داده مىشود عوايد كافى بدست مىآورند ، بدان مقدار كه ملازمان و سواران ايشان را كفايت كند و بتوانند سپاهيان را كرارا فراخوانند . ازاينرو شاه به هنگام جنگ كارى ندارد جز اينكه از يك دو ماه قبل قاصدانى نزد اين اميران بفرستد ؛ چون ايشان پيوسته آمادهء كارزارند ، و بىهيچ دشوارى در ميعادگاه حاضر مىشوند . بر روى هم عدهء سواران ايران شصت هزار تن است ، هرچند تعداد آنها بر روى كاغذ بسيار بيشتر از اين رقم است . سواران ايران عموما نيكومنظر ، تندرست ، نيرومند ، خوشاندام ، بسيار دلير و سخت جنگاورند . اسلحهء ايشان شمشير و نيزه و تفنگ است ؛ كه همهء سپاهيان مىتوانند آنها را به كار برند . اسلحهء ايشان نسبت به اسلحهء سپاهيان ديگر كشورها بسيار بهتر و آبدادهتر است . لولههاى تفنگها عموما به طول شش وجب است و وزن گلولههايشان اندكى كمتر از سه آونس است . سپاهيان
هامش
( 1 ) . در متنSultanكه پيش از اين به معنى خاصى كه در دوران صفويه داشته است ، اشاره كردهام . - م