شاه روى مسندى « 1 » مىنشيند كه از كف زمين زياد بلند نيست و پسرانش هنگامى كه در دربار حضور دارند پشت شانههاى او مىنشينند بخصوص سلطان حيدر ميرزا كه به عنوان نايب پدرش هرگز از حضور شاه دور نمىشود . مشاورانى « 2 » كه از طبقهء اميرانند و نايب السلطنه « 3 » خوانده مىشوند - عدهء ايشان چهار تن است - در صف مقدم مىنشينند . شاه مطالب و مباحث مربوط به آنها را مطرح مىكند و از اميران رأى و نظر مىجويد . هركدام كه بخواهد عقيدهء خود را بيان كند برپا مىخيزد و به شاه نزديك مىشود و به بانگ بلند سخن مىگويد تا صدايش به گوش حاضران برسد . اگر در طى بحث و گفتوگو شاه نكتهاى بشنود كه برايش جالب توجه باشد به مشاوران ارشد « 4 » دستور مىدهد كه آن را يادداشت كنند ، غالبا خودش نيز يادداشتى به دست خويش مىنويسد و بدينگونه اميران به ترتيب كه شاه از ايشان سؤال مىكند عقايد خويش را بيان مىكنند . چنانچه براى شاه در مسألهاى كه طرح كرده است ترديدى باقى نماند در نخستين جلسهء شورا حلوفصل مىگردد .
اگر همچنان در ترديد باشد دلايل و آراء همهء اعضاى شورا را مىشنود و پس از توجه و رسيدگى خصوصى كار را يكسره مىكند . از جملهء امراى مشاور يكى هم قورچىباشى « 5 » رئيس نگهبانان سلطنتى است ، اگرچه ممكن است امير نباشد .
مشاوران ارشد داراى حق رأى نيستند و بىاذن شاه حق سخن گفتن ندارند و با همهء عظمت مقامى كه دارند به منصب امارت و ديگر مقامات لشكرى نمىرسند اگرچه نجيبزاده باشند .
براستى اميرى منصبى است كه به مردان شايسته مىدهند نه به نجيبزادگان .
در شبهايى كه شورا برپاست سيصد تن از نگهبانان مسلح به نام قورچى « 6 » پاس مىدهند و تا هنگامى كه جلسهء شورا پايان نگرفته است از پيشگاه شاه دور نمىشوند و در حفظ و حراست وى مىكوشند .
هامش
( 1 ) .Masthean( 2 ) . در متن انگليسىSultan Councillorsدر مقابلGrand Councillorsبه معنى مشاوران ارشد كه چند سطر پايينتر به آنها اشاره مىكند . - م .
( 3 ) . به انگليسىViceroys.
( 4 ) .Grand Councillors( 5 ) .Curzibassa( 6 ) .Curzi