تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
حيدر ميرزا را براى وصول آن مال فرستاد بيست و پنج‌بار قماش و شال علاوه بر خراج طلبيد ، زيرا عادت دارد كه روزى پنجاه مرتبه جامهء خود را عوض كند و سپس آنها را به مردم عطا كند ! و بعد ده برابر قيمت ، بهايش را بستاند و كسى جرأت نكند كه در پذيرفتن اين جامهء خاص اظهار نارضايى كند ، بلكه چون اجازه داده‌اند جامهء شاهانه به‌بر كند بايد سپاسگزار باشد . اين پادشاه جواهر مىفروشد . معاملات ديگر انجام مىدهد . مانند سوداگرى فرودست و مكار خريد و فروش مىكند . راست است كه شش سال پيش تمام باجها و خراجها را در سراسر قلمرو خود ملغى كرد . مقدار آنها بيش از مقدارى بود كه در ديگر جاهاى دنيا مىگيرند ( زيرا يك‌هفتم كالا را از صاحبش مىستاند و اين غير از مقدارى است كه مأموران مىگيرند ) اما در توجيه اين كار مىگويند كه در خواب ديد : فرشتگان گلويش را گرفتند و گفتند آيا سزاوار است پادشاهى كه دادگر لقب دارد و از سلالهء خاندان على [ ع ] است اين همه مردمان بينوا را به روز سياه بنشاند و اين همه سود كلان بدست آورد ؟ سپس به او فرمان دادند تا رعيت را از زير آن بار گران برهاند . شاه سراسيمه از خواب برخاست و فرمان داد كه اين عوارض و باجها در سراسر شاهنشاهى لغو گردد . پيداست كه با اين كار توبه كرد ؛ اما سپس مانند گذشته براى جمع مال هزاران هزار كار ديگر كرد كه نه تنها شايستهء يك پادشاه نيست ، بلكه برازندهء مردم عادى نيز نمىباشد . من از بيم اطناب و ملول كردن شما از تفصيل آن مىگذرم و از دربار او سخن مىگويم كه به دو دستگاه تقسيم مىشود يكى خدمات شاهانه ، و ديگرى شوراى دولتى . خادمان شاه طهماسب به سه گروه يا طبقه تقسيم مىشوند : نخست زنان كه دختران اميرانند و شاه يا ايشان را خريده است يا به عنوان پيشكش به حرم او راه يافته‌اند ، حرم را كه اقامتگاه زنان است ايشان سراى « 1 » مىخوانند . زنان حرم همه كنيزكان گرجى و چركسند كه به شاه هنگامى كه در كاخ مىخوابد خدمت مىكنند . هنگامى كه در بيرون كاخ مىخوابد كنيزان در وظايف ناچيزتر در خدمت وىاند : مانند لباس پوشيدن و لباس كندن . عدهء اين كنيزان چهل پنجاه تن است و خيمه‌ها
هامش
( 1 ) .Seraglio