ديگر پارچههاى ابريشمى ، و از حلب پارچههاى پشمى خواست و فرمان داد كه از آنها جامه بدوزند و آنها را به ده برابر قيمت به سپاهيان خود فروخت . هرچه به او پيشكش كنند هرقدر هم ناچيز باشد مىپذيرد . هميشه در مقابل هديهاى كه گرفته است چيزى نمىدهد . يكى ديگر از اين موارد آنكه سربازى در زمان جنگ پسر مرد ازبكى را كه از دشمنان مهم شاه بود اسير كرد ؛ اين مرد قدرتى عظيم در سرحدات خراسان « 1 » دارد و شاه ناچار است هر سال چهارصد تالرى « 2 » - كه به پول ما هشت هزار اسكودى « 3 » است - به او بدهد تا دست تطاول به كاروانهايى كه از هندوستان مىآيند نگشايد . سربازى ديگر حاضر شد كه با دادن يك روستا و پرداختن يك هزار اسكودى به سرباز مورد بحث ، پسر ازبك را از چنگ او بدرآورد ، اما وى تن بدين كار نداد و در عوض پسر ازبك را به طمع دريافت پاداشى بيشتر به شاه تسليم كرد . با اين همه شاه در ازاى اسيرى بدان اهميت ، فقط اسبى به تسليمكنندهء پسر بخشيد .
وى در اينكه اطرافيان را به نوايى برساند بسيار سخى است . غالبا ايشان را به مناصبى مىگمارد و به جاهايى مىفرستد كه مردمانش هرگز مالياتى نمىدهند مگر به جبر و عنف بسيار .
شاه طهماسب به عنوان ابراز تفقد ظاهرا انواع و اقسام خراجها و مالياتها را به مردم مىبخشد ، اما غالبا حقيقت امر غير از اين است ، زيرا معمولا پس از دو سه سال بيدرنگ مطالبهء خراجها و مالياتهاى پسافتاده را مىكند ؛ چنان كه هنگامى كه در دربار او و در سرزمين ارمنىنشين جلفا « 4 » بودم اين معامله را با مردمى كرد كه همه از پرداخت خراج معاف شده بودند . شاه ناگهان مطالبهء خراج پسافتاده را كرد و اين كار مسيحيان بينوا را به روز سياه نشاند و هنگامى كه پيشكار سلطان
هامش
( 1 ) . در متنCinasariكه ظاهرا مصحف خراسان است . - م .
( 2 ) . در متنtalleriكه ظاهرا جمع تالروtalleroسكهء قديم نقرهء ايتالياست ، تقريبا معادل با 45 سنت . - م .
( 3 ) .Scudiبنا بر فرهنگ بين المللى وبستر سكهاى بوده است از نقره و گاهى طلا كه تا سدهء نوزدهم در ايتاليا رايج و معادل بوده است با تقريبا 4 شيلينگ يا 97 سنت . - م .
( 4 ) . در متنZuttaكه به احتمال قريب به يقين جلفاست . - م .