تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
عثمانى حمايت كنند عثمانيان وى را هزيمت كردند . از اين گذشته در نزديكى بابل شهرى است به نام بدليس « 1 » و آن معبرى است بسيار مهم و كليد شهرهاى ذيل است : اخلاط ، ارجيش ، وان ، اردل ، جراز ، پرگرى « 2 » ، كاسان و وان ، كه شهر و قلعه‌اى است بسيار مهم ، همچنين مساحتى عظيم از روستاها و آباديهاى متعلق به نقاط مذكور در فوق كه همه جمعا كافى است كه تشكيل اميرنشين بزرگى را بدهد ، تمام اين بلاد و قراء به دست دشمن افتاد . اما آنچه بيش از همه مايهء لذت طهماسب است زن است و زر . زنان در مزاج او چنان تأثيرى دارند كه وى مدتى دراز نزد ايشان مىماند ، و با آنان در مصالح مملكت خوض و غور و مصلحت مىكند . اگرچه اين پادشاه طبعا بغايت خسيس است مىتوان گفت كه دربارهء زنان مسرف است و به ايشان پول و جواهر و از هرچيز به مقدار فراوان مىبخشد . زنان از شاه اجازه دارند كه گاه از كاخ بيرون آيند ، و راستى آنكه زنان بچه‌دار هنگامى كه فرزندشان بيمار است به بهانهء ديدن فرزند از قصر خارج مىشوند . من مادر سلطان مصطفى ميرزا را ديدم ، كه چون شاهزاده اندكى بيمار شده بود ، از كاخ بيرون آمده و روى خود را با حجابى سياه پوشانده بود . همچون مردان اسب مىراند و چهار كنيز و شش مرد پياده همراهش بودند . اين پادشاه براى آنكه بيشتر عيش‌ونوش كند طرحهاى بسيار مىافكند . بدين قصد كسانى را نزد خود نگاه مىدارد . به اميران نيز كنيز فراوان مىبخشد تا سربار او نباشند . هنگامى كه دستور مىدهد كنيز به نزدش برند وى را با جواهر و جامه‌هاى فاخر مىآرايند . اگرچه از آنچه گفتم آزمندى شاه طهماسب به خوبى آشكار است ، تفصيل بيشترى در اين باب به آن عاليجنابان عرض مىكنم تا مطلب بهتر روشن گردد ؛ اين پادشاه از مشرق پارچه بوسكاسينى « 3 » و از خراسان مخمل و
هامش
( 1 ) . در متنBichillasو در حاشيه « بتليس » كه همان بدليس است . ( 2 ) . اسامى اين بلاد در متن چنين است :Chilach،Ergis،Vastan،Adalgeras،Berghieri، گرى در حاشيه مىنويسد : « اخلاط ، ارجيش ، وان ، اردلArdelو جرازJirazو پرگرىPergriكه همهء اينها در ساحل درياچهء وان قرار دارند . اخلاط مقر تابستانى آق‌قوينلو بود و گورستان آنجا پر است از قبور بزرگان آن دودمان » . ( 3 ) .Boscasinian Cloth