نيستند .
اين اسماعيل بخصوص محبوب پدر است اما پدر از او سخت هراسان است و مىبيند كه مردم با چه اشتياقى آرزوى پادشاهشدنش را دارند . اميران نيز از او بويژه به سبب طبع مغرور و سركشى كه دارد بيمناكند . پس اگر بر فرض روزى بر تخت نشيند ممكن است كه ناگزير بسيارى از فرماندهان سپاه را معزول كند ، و با همهء برادرانش كه بسيارى از نواحى مملكت را بچنگ آوردهاند مخالفت ورزد .
سلطان حيدر ميرزا « 1 » پسر سوم ، و نايب پدرش ، هيجدهساله است . جثهاى خرد و چهرهاى جذاب و زيبا دارد و در فصاحت و زيبايى و ظرافت و سواركارى ممتاز است و در نزد پدر سخت گرامى است . اين شاهزاده شيفتهء آن است كه ببيند مردم با هم سخن از جنگ مىگويند اگرچه خودش براى رزم و پيكار چندان شايسته نمىنمايد زيرا طبعى بسيار لطيف ، بلكه تقريبا زنانه ، دارد . هوشيار و خردمند است ، و در اين سن و سال به حد كافى متين و موقر . چنين مىنمايد كه از كار جهاندارى آگاه است و مىداند كه ديگر پادشاهان جهان چگونه ملك مىرانند .
سلطان مصطفى و سلطان امير خان و سلطان حميد ميرزا « 2 » همه چهارده الى پانزدهسالهاند و استعدادى فراوان از خود نشان مىدهند . ديگر پسران را كه هشت الى يازدهسالهاند براى تعليم به خراسان « 3 » فرستادهاند مگر پسر كوچك پنجسالهاى كه نزد پدر بسر مىبرد ، زيرا در اين سن وى بسيار بانشاط و خوشآيند است . دختران همه به عقد خويشاوندان درآمدهاند و به هر دخترى دارايى بسيار به عنوان جهيز دادهاند .
شاه طهماسب شصت و چهارساله است . از دوران سلطنتش پنجاه و يك سال مىگذرد . جثهاى متوسط دارد و خوشاندام و خوشسيماست اگرچه سبزه و داراى لبانى ضخيم و ريشى مجعد است . چيزى كه بيش از همه در او جلب نظر مىكند طبع ماليخوليايى اوست كه آثار و علائم بسيار دارد ، اما مهمتر از همه آنكه يازده سال است كه از كاخ خود بيرون نيامده است . در اين مدت نه يكبار به شكار رفته و نه خود را با چيزهاى ديگر سرگرم كرده است . رعيت از اين كار سخت
هامش
( 1 ) . در متنCaidar Mirisceو در حاشيه حيدر ميرزا .
( 2 )Ennit Mirisce( 3 )Carassam